انجمن مسلمانان سابق (Ex-Muslims) بریتانیا؛ کنفرانسی را در مورد اسلام سیاسی، قانون شریعه و جامعه مدنی در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ برگزار کرد. این کنفرانس به انعاکس مسائلی چون آزادی انتقاد و ترک دین؛ ارتداد؛ خلقت گرایی؛ مدارس دینی و آموزش دینی پرداخت. این کنفرانس که در روز جهانی مخالفت با مجازات مرگ برگزار شده بود، یاد کسانی را زنده کرد که در کشورهای تحت سلطه قوانین اسلامی به خاطر ارتداد کشته شده یا در خطر اعدام به سر می برند. در این مقاله؛ ریچارد داوکینز از تجربه حضور خود در این کنفرانس می‌‎گوید.

ویدیوی سخنرانی داوکینز در این کنفرانس. او از این فرصت برای رسواسازی ادعاهای غیرعلمی و خنده دار خلقتگرای مسلمان اهل ترکیه؛ هارون یحیی و کتاب «اطلس آفرینش» او استفاده کرد.

گزارش خصوصی ریچارد داوکینز راجع به شرکت در کنفرانش شورای اکس مسلم بریتانیا

بخش اول:
دیرتر از وقت موعد سوار قطار شدم (بیماری مرگبار سگم که دیوانه‌وار عاشقش هستم برنامه‌ام را بهم ریخته بود – هر کس می‌گوید نمی‌توان عاشق سگ بود نمی‌داند عشق چیست) و متاسفانه بخش خوشامدگویی کنفرانس را از دست دادم. وسط اولین بحث رسیدم. کاسپر ملویل، سردبیر مجله‌ی نیو اومانیست، مدیر جلسه بود و این افراد شرکت داشتند: احسان جامی (سیاستمدار هلندی ایرانی‌الاصل)، هان استینسون (از انجمن اومانیست بریتانیا)، ای‌سی گری‌لینگ (که نیازی به معرفی ندارد)، فریبرز پویا (از برگزارکنندگان که حضوری چشمگیر داشت) و مینا احدی (رهبر ایرانی اکس‌مسلم‌ها از آلمان که به آلمانی صحبت کرد و مترجم داشت). موضوع قوانین ارتداد بود.

و آزادی محکوم کردن و انتقاد از مذهب. اختلاف چندانی بین افراد نبود. در بخش سوال و جواب‌ها،‌ رئیس جلسه الگوی روز را تعیین کرد که خوب پیش رفت. او پنج‌تا پنج‌تا سوال‌ می‌گرفت و بعد به افراد اجازه می‌داد به هر سوالی جواب دهند و کسی هم مجبور نبود فقط به یک سوال جواب دهد. همانطور که انتظار می‌رفت ای.سی گری‌لینگ بخصوص چشمگیر بود اما هیچکدام افراد حاضر را نمی‌شد دست کم گرفت.

در پایان جلسه یک محافظ برای من گذاشتند اما به نظر ضروری نمی‌آمد. نهار را با آندرو کاپسون از انجمن اومانیست بریتانیا خوردم. بحث جالبی داشتیم و او از طرح‌های انجمن اومانیست گفت که می‌خواهند دی‌وی‌دی‌های «بزرگ شدن در جهان» (مجموعه درس‌هایی از داوکینز-م) را به خرج «بنیاد خرد و علوم ریچارد داوکینز» به مدارس بریتانیایی بفرستند. در آن جبهه اوضاع خوب به نظر می‌رسد.

بعد از نهار نمایش استند آپ کمدی شاهکاری را از نیک دودیِ کمدین شاهد بودیم که جوک‌های خوبی علیه مذهب می‌گفت. یکی که یادم مانده: «مذهب مثل سگ خیلی گنده‌یی می‌مونه که برای صاحبش آرامش می‌آره اما بقیه‌رو می‌ترسونه». بعد نوبت مبحث دیگری بود، این بار راجع به قانون شریعه. مدیر این بحث آندرو کاپسون بود و همان سیاست بحث قبل را اجرا کرد و خوب هم جواب داد. باز هم یکی از افراد حاضر (مهین علیپور)‌ از طریق مترجم صحبت می‌کرد که کمی کارها را کند کرد. سایر اعضای این بحث: روی براون (دولت‌مرد ریش‌سفید جنبش اومانیستی بریتانیا که به درستی مورد احترام است و اکنون در سوئیس زندگی می‌کند)، مریم نمازی (رهبر جنبش اکس‌مسلم بریتانیا که متولد ایران است)، یوهان هاری (روزنامه‌نگار مستقل عالی) و ابن وراق (نویسنده‌ی کتاب «چرا مسلمان نیستم» و یکی از قهرمانان بزرگ جنبش سکولاریستی امروز). در این بحث صحنه‌هایی از سخنوری واقعی را دیدیم بخصوص از سوی یوهان هاری (برای مثال در مورد مسئله‌ی احترام: «من به عنوان فرد اینقدر به تو احترام می‌گذارم که به عقاید ابلهانه‌ات احترام نگذارم») و مریم نمازی که ازمان خواست در دادگاه‌های مدنی شکواییه‌ای علیه دادگاه‌های شریعه پیش ببریم که خود را در جوامع مسلمان به پا می‌کنند. این دادگاه‌های شریعه در حرف قرار است داوطلبانه باشند:‌ همه این انتخاب را دارند که به دادگاه‌های معمولی بریتانیا بروند اما دادگاه‌های شریعه هم به عنوان جایگزین داوطلبانه در دسترس است. سخنران بعد از سخنران اشاره کرد که این داوطلبی ظاهری دروغی ننگین است. شوهران و پدران به زنان دستور می‌دهد به دادگاه‌های شریعه بروند و نه دادگاه‌های بریتانیا. خیلی‌هایشان اصلا نمی‌دانند جایگزینی هم هست. اگر هم بدانند و دنبال دادگاه‌های واقعی بریتانیا بروند انگ «ضداسلامی» می‌خورند.
بروم سعی کنم سگم را بچرخانم و بعد می‌آیم بقیه‌اش را می‌نویسم.

بخش دوم
مبحث قانون شریعه به بعضی پیشنهادهای سازنده از بین حاضرین منجر شد و در پایان مریم مجددا بر فراخوان خود برای شکواییه‌ای در دادگاه‌های بریتانیا علیه دادگاه‌های شریعه تاکید کرد. به نظر می‌رسد این کار واقعا ممکن است. می‌خواهم ببینم اگر بشود بنیاد علوم و خرد ریچارد داوکینز کمکی به هزینه‌های حقوقی این کار بکند گرچه شاید قوانین بین ما و کمیسیون خیریه‌ی دولت اجازه‌ی این کار را ندهد.

سپس بازسازی فیلم فتنه را دیدیم – این فیلم را رضا مرادی ساخته بود که در ضمن در طول کنفرانس متصدی پروژکتور و متخصص فنی بود. من دقیقا نفهمیدم کدام بخش‌های فیلم اصلی‌اند و کدام بخش‌ها بازسازی شده‌اند اما بهرحال دیدنی بود.

بعد از وقت تنفس نوبت صحبت خود من راجع به هارون یحیی بدنام رسید. صحبتم بیشتر بر پایه‌ی مقاله‌ام در همین وب‌سایت بود که عنوانش یک چنین چیزی است: «کرم‌های لغزان، مارهای زهرآگین و هارون یحیی». عکس‌های مهمی از فسیل‌ها و حیوانات جدیدی نشان دادم که به دروغ ادعا می‌شود با هم منطبق هستند. این اسلایدها را به دست رضا می‌رسانم تا بتواند از آن‌ها در فیلمی که دارد از کنفرانس می‌سازد استفاده کند. من فقط ۱۵ دقیقه صحبت کردم و ۱۵ دقیقه هم وقت سوال‌ها بود. به نظرم قسمت سوال‌ها خوب پیش رفت.

آخرین اتفاق روز مبحث دیگری بود راجع به مسائل آموزشی. مدیر آن کیت پورتئوس وود از انجمن سراسری سکولار بود که نهادی به شدت مفید و پرفایده است. من در این مبحث شرکت داشتم و به همراه من تری ساندرسون (همکار کیت در انجمن سراسری سکولار و رئیس فعلی آن)، جوآن اسمیت (ستون‌نویس مستقل فوق‌العاده و ممتاز) و دو رهبر پرشور مقاومت ایرانیان علیه اسلام‌گرایان در آن کشور، حمید تقوایی و بهرام سروش. یکی از این دو، به نظرم بهرام، از اسلاموفوبیا دفاع کرد. از این کلمه استفاده می‌کنند تا جلوی مخالفت با اسلام‌گرایی را بگیرند و این پاسخی مشروع و قابل درک به آن است. به نظر می‌آید همه‌ی حاضرین عمیقا از مدارس مذاهب بیزار هستند و بخصوص از حرکت اخیر برای تاسیس مدارس اسلامی جدید.

مبحث آخر نمادی از کل کنفرانس بود که در آن به وضوح خبری از سندروم مشکلات کار کردن آدم‌های متفاوت در کنار یکدیگر نبود. انگار شبح اسلام اینقدر مهم است که تفاوت‌های عادی که بیخدایان را از هم جدا می‌کند کنار گذاشته شد. دو قطع‌نامه‌ به رای گذاشته شد و بدون مخالفت تصویب شد:

  • «کنفرانس به آزادی بلافاصله‌ی کسانی که به جرم «ارتداد» زندانی شده‌اند، لغو مجازات اعدام و حذف قوانینی که علیه حق و آزادی محکومیت یا انتقاد از اسلام هستند، فراخوان می‌دهد».
  • «کنفرانس از دولت بریتانیا می‌خواهد استفاده از قانون شریعه در بریتانیا، که بخصوص علیه زنان و کودکان تحریم‌آمیز است، را پایان دهد و حقوق شهروندی مساوی و بدون شرط برای همه را تضمین کند».

به غیر از این دو قطع‌نامه‌ی رسمی، کیت پورتئوس وود خواستار رایی علیه مدارس مذاهب شد. این نیز به اتفاق آرا تصوی بشد. جلسه با حسن نیت تمام شد و با احساس کلی همبستگی با اکس‌مسلم‌هایی که اینقدر شجاعند که می‌ایستند و ارتدادشان را اعلام می‌کنند.

در تنفس پایانی زنی جوان پیش من آمد که حدود ۲۰ سال داشت و از او نام نمی‌برم. به من گفت از خانواده‌ی مسلمانش در فرار است که به باور او می‌خواهند او را بخاطر ارتدادش مورد قتل «ناموسی» قرار دهند. او در نهادی زندگی می‌کند که به چنین زنانی خدمات می‌دهد و احساس گم‌گشتگی و تنهایی می‌کند چون دیگر ساختار حمایتی خانواده و دوستانش را ندارد. او مجبور شده جایش در دانشگاه را از دست بدهد چون دانشگاه جای اولی است که پدرش به دنبال او می‌آید و او امیدوار است بتواند در دانشگاه دیگری جایی پیدا کند.

به او گفتم اگر احساس خطر می‌کند باید پیش پلیس برود. خودم باید می‌دانستم که نمی‌شود. او این کار را کرده بود. قانون به پلیس اجازه نمی‌دهد به عملی دست بزند مگر این‌که قربانی آسیب جسمی ببیند – که تا آن زمان احتمالا زیادی دیر شده. نمی‌دانستم باید چگونه کمکش کنم و به زنی کمک کردم که به نظرم آمد جای خوبی برای کمک به او دارد (نام او را هم نمی‌برم مبادا کار پدر دختر در تعقیب او آسان شود). آن‌ها را نزد هم رها کردم، چیزی نمانده بود دختر گریه کند (مهربانی غریبه‌ها اغلب مرا هم به اشک می‌کشاند). قبل از خداحافظی آدرس ایمیلم را به او دادم و از او خواستم برای وب‌سایتم بنویسد و به او اطمینان دادم افراد با حسن‌نیت و دوستانه‌ی زیادی اینجا پیدا می‌کند و امیدوارم این کار را بکند. اگر این کار را کرد لطفا بیش از حد با او خوب رفتار کنید. آسیب‌پذیر است و بسیار شجاع که در مسئله‌ی مذهب جلوی پدر نفرت‌انگیزش ایستاده. او برایم تعریف کرد پدر عادت داشته وقتی کودکانش درست قرآن را حفظ نمی‌کنند کتک‌شان بزند.

به نظرم رضا می‌خواهد فیلمی را که از کل کنفرانس گرفته پخش کند و با جاش صحبت می‌کنم که لینکی از آن را در سایتمان بگذاریم. فعلا اگر کسی را می‌شناسید که اسلام را طرد کرده یا مسلمانی که در آستانه‌ی قدم شجاعانه‌ی ارتداد است لطفا حمایت و دوستی و تشویق خود را نثارشان کنید تا این مذهب نفرت‌انگیز و کریه را محکوم کنند و کنار زنند.

نوشته: ریچارد داوکینز / ترجمه: بابک کسرایی

منبع ترجمه فارسی: آزادی بیان
منبع اصلی: فروم ریچارد داوکینز

پست های مرتبط