مجموعه مقالات داوکینز
۲۴ تیر

مستند «ریشهٔ همهٔ شر؟» در ژانویه سال ۲۰۰۶ در کانال ۴ بریتانیا پخش شده است. در این مستند ریچارد داوکینز به بررسی مضرات ادیان میپردازد. البته ریچارد داوکینز با عنوان جنجالی این مستند موافق نبوده است؛ ولی تلویزیون روی این فرنام پافشاری داشته است. کتاب پندار خدای داوکینز (The God Delusion) که در سپتامبر همان سال منتشر شد به بررسی عمیقتر موضوعات مطرح شده در این مستند میپردازد.
مشاهده در گوگل
مشاهده در یوتیوب
دانلود از رپیدشر:
ترجمه: سکولاریسم برای ایران
(راهنمای افزودن زیرنویس به فیلم)
منبع تکمیلی: مصاحبهٔ دی جِی گروثی «D.J. Grothe» با ریچارد داوکینز «Richard Dawkins»
در پادکست «Point of Inquiry» در مورد مستند ریشهٔ همهٔ شر؟
«?The Root of All Evil» دانلود ۵۷.۸ مگابایت (از دقیقهٔ ۹ به بعد)
Richard Dawkins - The Unofficial Website in Persian | ریچارد داوکینز - تارنمای غیر رسمی | RDawkins.com ® 2008 نشر مطلب با ذکر منبع مجاز است
۶ پاسخ برای " فیلم مستند”ریشهٔ همهٔ شر؟” کاری از ریچارد داوکینز – با زیرنویس فارسی "
سایت بسیار خوبیست، هرچند قبلن اکثر مطالب را در سکولاریسم برای ایران خوانده بودم. کتاب پندار خدا و فیلم ریشه ی همه شر شاید بهتر از هر نوع متن و سخن رانی و روشنگری و بحث و جدل، آزاد اندیشی را اشاعه دهد. برای همین فکر می کنم تلاش شما مفید است و امیدوارم موفق باشید.
من فیلم را از جایی بدست آوردم اما هیچ نوع زیرنویسی ندارد. زیرنویس قسمت اول را که عزیزان سکولاریسم ترجمه کرده بودند پیدا کردم. اما قسمت دوم (یعنی The Virus of Faith) را پیدا نکردم. اگر آن را ترجمه کرده اید خیلی ممنون می شوم که لینکش را در اختیار ملت قرار دهید.
آر داوکینز: با درود. بر این امیدیم که سایت گسترش یابد.
این بخش هنوز ترجمه نشده است. ترجمه ویروس ایمان در دستور کار قرار خواهد گرفت.
سپاس از برگردان این فیلم
از آنچه برای روشنگری می کنید سپاسگزارم
از شما واقعآ خیلی خیلی ممنونم، لطفآ به فعالیت خودتون ادامه دهید.
با سلام
چند روزی است که پس از گشت و گذر در این سایت به خود میپیچم از ناراحتی و چاره ندیدم تا نظر خود را بیان کنم به شما آقای داوکینز، نمایندهٔ بی خدایان و لشکر “دانشمند” طرفدارانتان. به فارسی مینویسم چون سایت فارسی است و انگلیسی حقیر، قادر به بیان تمام منظور اینجانب نمیباشد. از سوی میخواهم با هم زبانانم هم سخن خویش در میان بگذرم.
آفرین جناب داوکینز، خوب حساب دین فروشان و کور دلان مذهبی را رسیدید. این را از بنده به عنوان یک ” ایتیست ” سابق بپذیرید. از این اعتراف من میفهمید که با عضوی از جامعهٔ ” اینتلجنسیا ” ایرانی طرفید…ما هم به خود پیچیدیم از مکر دین فروشان، و از “خدا”یی که نه جلوهیی داشت پذیرفتنی نه حکومتی داشت دلچسب، که من نیز نسخهٔ اینان برای دردهایم دوائی نیست.
اما صبر کنید استاد،…داستان به همینجا ختم نمیشود. ابتدا باید بگویم زحمتتان کمی به بیراهه رفته. چه، فیلم شما بیشتر در ترویج سکولریزم موفق مینمود تا رد خدا. چقدر آدمهایی که به سراغشان رفتید جالب دستچین شده بودند…یک شومن اوانجلیست، یک تندروی سابقا یهودی که حالا سمپات ” ال قاعده”(بخوانید سی آی ای) شده، یک آخوند متحجر،…لوکیشن هم زیباست. اورشلیم شهری که تعفن مذهبی برای بیش از ۲ هزاره در آن میجوشد…خواهش میکنم استاد داوکینز. کارتان را ساده کردید، شما فقط دارید عدهای خواب و گنگ را به شمشیر سوالات معصومانهٔ (و کاملا منطقی) تان میزنید…
اما سوال اصلی هنوز باقیست،…اشغالهای مذهبی را رها کنید. اصلا شما را و مارا به آنها چه کار؟ اثبات تحمیق آنها به شما و تئوری هایتان، چیزی نمیافزاید…
آری سوال هنوز باقیست، شاید نه برای ذهن بیش از حد علمی شما. اما برای من بوده و هست و خواهد بود. این همان سوالیست که آن متحجران مذهبی به دنبال جوابش به دره حماقت سقوط کردند، و شما هم در همان دره پریدید با چتر نجاتی که هزاران سوراخ دارد. همان چتر نجات علم را میگویم که به ما واکسن کزاز، کمپیوتر و شاتل را ارزانی داشته. اما ترسم که به پائین دره نرسی جان برادر. حد اقل من از چتر شما استفاده نمیکنم،…چون سوال ته دره نیست سوال جای دیگریست. اصلا این سوال چیست، و آیا اصلا جوابی دارد؟
بگذارید سوال را باهم مطرح کنیم، بهتر است بگوییم سوال ها،…از کجا آمدهایم؟ به کجا میرویم؟ کرانهٔ دنیا کجاست؟، ورای آن کرانه چیست؟ زمان چه مفهومی در این دنیا دارد؟ شعور و دانش هم از تکامل طبیعی نزج میگیرد؟ ابعاد این دنیا چیست؟ و چندتا؟…اصلا کجاست حلقهٔ گمشدهٔ ما؟( خواهش میکنم نگوید ۲ میلیین سال کافیست که ما از میمون آدم نما به این تبدیل شویم که هستیم)،…اتفاقات توضیح ناپذیر که پیرامون ما هستند ( و مذهبیون به جن و پری نسبتشان میدهند) چه توضیحی دارند؟…اصلا خیر و شر چیستند؟ ( این یکی مطمئنا بر اساس تئوری داروین قابل توضیح نخواهد بود!)
آقای داوکینز عزیز، بدون اینکه اسمی یا توضیحی بخواهم به تجربیاتم بدهم، با شما در میان میگذارم که در سفری آخیرا به کویر داشتیم، جلوه ای زیبا از آنچه “وجود” دارد، اما “توضیح” ندارد، دیدیم. اینجا مذهبیون کارشان قابل قبول تر است، به خاک میافتند و نماز وحشت بجا میاورند. اما آقای داوکینز عزیز، فکر میکنم شما از تحیر خشک میشدید در حالی که “خط کش علمی” تان تو جیبتان ماسیده بود…
بیائید کمی از قبای استادی تان بیرون بیائید. بیائید اسم “خدا” را عوض کنیم،…مثلا بگوییم “ایکس” یا “سرچشمه”…اصلا بیائید فکر کنیم ریش ندارد و روی تخت بهشت وسط حوریها و قدیسین ننشسته است. اینجوری رد وجود مراتب شعور که به یک “ایکس” فرضی منتهی میشود سخت است. نه؟ نگران نباشید من نمیخواهم ایمان به بت جدیدم یعنی “ایکس”را ترویج کنم،…فقط یک فرضیه است که اتفقن خیلی علمی به نظر میرسد. البته من توان و ادعای اثباتش را ندارم !…این آقای هاوکینگز را میطلبد…نه آقای داوکینز.
سوال من اینست از شما: آیا ما “هستیم”؟ آیا شعورهای غیر از ما در این کیهان میتوانند وجود داشته باشند؟ آیا مراتب این شعورها میتواند از شعور ما برتر باشد؟…این پلهها تا کجا میتواند ادامه داشته باشد…انتهای این راهرو کجاست؟ در این جهان کثیر ال ابعاد میتونیم خط کش خویش را به کار بگیریم و انتهای این راهرو را اندازه بزنیم؟ با اجازه جواب این آخری را خودم میدهم: خیر!…آقای داوکینز من هم از نمازهای “متزاهرانه”، “گدایانه”،و کلن “پرستش”دوری میجویم….اما انسانی نیست که نخواهد با انتهای رهرو دیالوگی هر چند انتزایی بر پا نکند…
حافظ شاعر بزرگ کشور ما میگوید: عاشق شو، ار نه روزی کار جهان سر آید…..ناخوانده نقش مقصود، از کارگاه هستی
امیدوارم این نامه را بخوانید و بیت آخر را کسی برای شما ترجمه دقیق کند.
موفق باشید
آرداوکینز:
با درود. قطعا جناب داوکینز میتوانند پاسخهای بهتری به پرسشهای شما بدهند. سپاس از انتقادهایتان. ولی تا آنجاییکه من میبینم اکثر مخالفتهای شما با داوکینز سوتفاهم است. به بیان بهتر مغلطه حمله به آدم پوشالین است. ریچارد داوکینز هرگز چنین ادعاهایی نکرده است. شما برخی ادعاها را به او نسبت داده اید و سپس براساس آنها تمام گفته های داوکینز را زیرسوال بردید.
۱.
بیخدایی نماینده ندارد. بیخدایی اصلا دین نیست که رهبر و پیرو داشته باشد. اتفاقا بزرگترین و سرسخت ترین مخالفان داوکینز خداباوران نیستند. بلکه بیخدایانی هستند که به شدت با روش انتقاد او از دین مخالفند. بیخدایان مستقل می اندیشند.
۲.
البته این فیلم اصلا کامل نیست! و طبیعی است که در آن بیشتر به انتقاد از دین پرداخته شده است. برای اینکه بیشتر با نظرات داوکینز آشنا شوید باید کتاب «پندار خدا» را کامل بخوانید. در مورد مصاحبه ها هم البته! داوکینز به سراغ مردم عادی دیندار نرفته. او همچنین چنین ادعایی ندارد که همه مردم دیندار چنین هستند! اتفاقا او بارها اعلام کرده اکثریت مردم دیندار انسانهای بسیار خوب و نیکاندیشی هستند درست بمانند باقی انسانها. ولی دین عنصری در درون خود دارد به عنوان «باور قطعی». این باور قطعی و سوال ناپذیر به آموزه های دینی میتواند از یک انسان نیکاندیش یک هیولا بسازد که حاضر است به خاطر ایمانش آدم هم بکشد. مشکل این انتقادناپذیری و تقدس است که عملا انجام هر کاری را ممکن میسازد.
۳.
باز هم مغلطه پهلوان پنبه. از نظر داوکینز ما همه چیز را نمیدانیم. اتفاقا او بر این باور است که جهان انقدر پیچیده و شگفت انگیز است که شاید یک چیزهایی را هیچگاه نفهمیم. این فروتنی یک دانشمند و دانش به طور عام است. برخلاف دینفروشان و ادیان که ادعای همه چیزدانی دارند دانشمندان و دانش چنین ادعایی ندارند. وقتی چیزی را نمیدانند نمیگویند پس خدا؛ یا جن؛ یا ماوراطبیعه. تنها میگویند نمیدانیم. و وقتی نمیدانیم (آنکس که نداند و بداند که نداند) برای حل مشکل تلاش میکند. شاید هیچوقت هم نفهمیم ولی نمینشینیم تا همینطور بیخودی از روی بخار معده (دین) نظر دهیم.
۴.
بسیار بسیار عالی! تمام حرف داوکینز هم همین است که بسیاری از این مسائل را نمیدانیم. مثلا داوکینز بارها گفته که این پرسش که چرا خوب یا بدیم بسیار جالب است و باید به دنبال فهم آن باشیم. اتفاقا روزبروز دانش در این زمینه پیشرفت میکند و ما سال به سال بیشتر میفهمیم. برخلاف خداباوری و باور دینی که هزاران سال است درجا میزند و دروغ و جهل تحویل جامعه میدهد. باز هم تکرار. ما نمیدانیم. آیا شما میدانید؟! و اگر میدانید از کجا میدانید؟!! اگر دقیق و عقلی است که میتوانید نوبل چند رشته را از آن خود کنید. ما هم خوشحال میشویم که بیشتر بدانیم.
۵.
این دیگر واقعا نشان دهنده آن بود که اصلا با آثار داوکینز آشنایی ندارید. اتفاقا او تاکید بسیار بسیار بسیار زیادی روی این شگفتی و غرق شدن در هستی دارد! تا آنجا که حتی یک کتاب هم در این زمینه نوشته است! «گسیختن رنگینکمان» یک اثر ادبی و شاعرانه علمی است که دقیقا به همین مسائل میپردازد؛ و به زندگی معنی میبخشد و ذهن را پرواز میدهد. پروازی ورای تصور سادهانگارانه دینی. اخترشناس بزرگ آمریکایی، کارل ساگان مینویسد: «چرا به ندرت پیش می آید که ادیان به علم بنگرند و نتیجه بگیرند: “این بهتر از چیزی است که فکر می کردیم! کیهان بسی بزرگ تر از چیزی است که رسولان مان گفته اند، عظیم تر ، ظریف تر، و شکوهمند تر است”؟ در عوض می گویند: “نه، نه، نه! خدای من یک خدای کوچک است و من می خواهم همان جور بماند.” هر دینی، چه قدیمی و چه جدید، که عظمت کیهان را که در پرتو علوم مدرن دریابد می تواند چنان کرنشی نثار کیهان کند که ادیان سنتی به گرد پایش هم نمی رسند.»
۶.
چرا علمی به نظر میرسد؟ آیا مدرکی برایش دارید؟ در ضمن پرفسور هاوکینگ هم بمانند پرفسور داوکینز نه ایمانی به ادیان کودکانه دارد و نه خدا به شکلی که خداباوران ایمان دارند.
۷.
پرسشهای بسیار خوبی است. گمان میکنم برای جناب داوکینز هم بسیار جالب باشند. اتفاقا ویدیویی در همین زمینه در دست ترجمه است که داوکینز این سوالات را مطرح میکند. البته فکر میکنم این پرسشها را بایستی بیشتر از متخصصین نوروساینس، علوم شناختی، فلسفه ذهن و این جور چیزها بپرسید. ما پیشرفتهایی در زمینه درک شعور و جایگاه آن و «من» داشتهایم که قطعا درک بهتر و اصولیتری نسبت به خرافات دین و خدا بدست میدهند. دانشمندی منکر آن نیست که هنوز راه زیادی در پیش داریم. به موضوع جالبی علاقه دارید.
چند کتاب در این زمینه پیشنهاد میشود:
The Mind’s I
How the Mind Work
Consciousness Explained
Consciousness: An Introduction
The Moral Animal: Why We Are, the Way We Are
توصیه میشود به جای پرداختن به عرفان؛ خداباوری و ادیان قدیمی که بر هیچ پایه و اساسی نیستند، برای فهم واقعی این مسائل، آخرین اخبار علمی و نتایج تازه ترین پژوهشهایی را که دانشمندان با استفاده از خرد و مدرک و تلاش مستمر انجام میدهند دنبال کنید. پیروز باشید
با سلام مجدد
هر چند در جوابهای شما عنصر قابل اتکأی پیدا نکردم، که بتوان بر حول آن بحث نمود، و با اینکه مجددا اذعان میکنم دانشمند نیستم و ادعأی ندارم جز اینکه انسانی پرسشگر میباشم، ذکر چند نکته را در پاسخ به جوابیه شما را لازم دیدم.
۱- بنده خود به هیچ عنوان از باور قطعی دم نزده و به آن اعتقاد ندارم. پس این چوب به کار زدن امثال من نمیآید.
۲- فروتنی که از دیدن سوالات بی پاسخ به وجود میاید یعا همان “نمیدانم”، در مورد امثال شما چگونه به پاسخ ” اما خدایی وجود ندارد، به هر حال” منجر میشود؟!. شما خود را ” ندانم گرا ” یا “اگناستیک” که نمیشمرید قطعا؟؟! بلکه به ” پاسخ قطعی” در رد وجود خدا رسیده اید!…پس در این راه چه فرقی با دین گرایان دارید؟
۳- امثال من از روی “بخار معده ” حرف نمیزنیم،…به “ارتعاشات دل ” گوش میدهیم. همینجا اینرا اضافه کنم که منظور از دل، قلب نیست، پس دنبال جایش در نقش آناتومی انسان نگردید لطفا! اگر میفهمید منظور چیست که فبها، اگر نه میتوانید دوباره به “پهلوان پنبه بودن” ربطش دهید.
۴- بارها و بارها، بنده را ارشاد به فراگیری بیشتر در مورد پاسخهای علمی کرده اید،…خیر و شر، را با علم میخواهید توضیح دهید؟؟! آخر چقدر تکبّر و خود محوری؟! حال گیرم یک روزی ثابت شد، خیر و شر و باورهای برخواسته از این تقابل زاده آنزیمها و ترشحات خاصی در مغز هستند،…تازه مساله پیچیده تر میشود!
۵- چرا فکر میکنید، عرفان ( چه چینی، چه هندی، چه ایرانی…) لزوما جوابهای قطعی مانند دین در آستین دارد؟ فکر میکنم، باید در این راه شما را به مطالعه بیشتر در عرفان و خود شناسی توصیه کنم،…و پیشاپیش بگویم، لطفا سراغ آنانی که از عرفان هم دکان و دستگاهی برای خود ساخته اند نروید،…اگر خواستید میتوانم در این راه کمک کوچکی باشم.
۶- از گفتههای من بارها استفاده کرده اید تا دوباره دین را بکوبید، با نقل سخن از ساگان به طور مثال،…دوستان عزیز، ما را با دین چکار؟! اصلا شما جز “دین ستیزی” که کار پسندیده یی هم اتفاقا هست، چه قصد دیگری در پاسختان به امثال من میتوانید بیابید؟!
۷- باید بگویم در نهایت، حکایت آقای داوکینز هم مثل مارتین لوتر است که کلیسا را کوبید تا از خاکستر آن کلیسای دیگری بسازد،…گیرم که معصومانه تر، پاک تر، و علمی تر،… اما با همهٔ اینها، نمیتوانید کمکی به امثال من را که از دین گذشته اند، بر تاریخ و فلسفه نگریسته اند، علم را (به زبان ساده آاش) کاویده اند، و در آخر هنوز تشنه لب نه به دنبال جوابی “قطعی”از هیچ یک از اینها بلکه به دنبال کشف و درک قلبی مفهوم “خود ” و “جهان” در قامت درونی و بیرونی آن هستند، نمیکند….
۸- خیلی دوست داشتم نظر آقای داوکینز را در مورد موجودات فرا زمینی بدانم
…آنوقت میتونستیم به بحث منطقی، “مراتب شعور” در این کیهان بپردازیم… شما را به اشنای بیشتر با افکار “آرتور سی کلارک” به عنوان یک دانشمند و عارف واقعی، توصیه مینمایم.
با تشکر
آرداوکینز:
درود بر شما دوست عزیز
قطعا هدف ما در اینجا گسترش تفکر و دید انتقادی نسبت به قضایا است. و از هر پرسشی استقبال میشود.
۱. باور قطعی؟ البته باور قطعی گام نخست به سوی تعصب است. در نگرش خردگریانه به جهان، باور قطعی به «هیچ چیزی» پیشنهاد نمیشود. کسی هم در اینجا چنین ادعایی ننموده است.
۲. باید دقت بیشتری به مفاهیمی چون «ندانمگرا» یا «اگناستیک» داشت. البته که کسانی چون داوکینز باور قطعی (ایمان) به عدم وجود خدا ندارند. و اگناستیک مایل به بیخدا هستند. بگذارید با یک مثال منظورم را تشریح کنم. من و شما هر دو نسبت به «هیولای اسپاگتی پرنده» ندانمگرا هستیم درست؟ ولی آیا شما واقعا احتمال وجود و عدم وجود یک هیولای نامرئی اسپاگتی پرنده را برابر میدانید؟ آیا احتمال وجود و عدم وجودش ۵۰ ۵۰ است؟ خیر! عقل حکم میکند که هیچگاه ۱۰۰٪ احتمال وجود هیچ چیزی را رد نکنیم. ولی در صورتیکه هیچ مدرکی برای چیزی نباشد ما کوچکترین دلیلی برای باور به آن نداریم.
شاید از دلایل این بدفهمی خود ترجمه فارسی واژه Atheist باشد. «بیخدا» در ذهن ما بیشتر یک باور جزمی را تداعی میکند. درحالیکه چنین نیست. کسی نمیگوید اصلا خدا نمیتواند باشد (برخلاف دینباوری که میگوید خدا ۱۰۰٪ هست) یا مثلا وجود اسب جادویی تکشاخ پرنده ۱۰۰٪ غیرممکن است. بلکه ما با توجه به مدارک به سوی ناباوری به این چیزها سیر میکنیم. چه بسا ترجمههای دیگر مثل «خداناباور» این معضل کژفهمی را ندارند. ولی به هر حال بیخدا واژهای است که جا افتاده است.
۳. مثال بخار معده به روشنی در مورد دین بود! زمانی که ما چیزی را نمیدانیم و دین ادعا میکند بیشتر از ما میداند. درحالیکه تنها به صورت شانسی و الکی به ظاهر جوابهایی به سوالات ما میدهد، حالا میخواهد این پاسخ قرار داشتن زمین روی شاخ گاو باشد یا به وجود آمدن انسان از آدم و حوا یا خلقت جهان توسط خدا. دین صلاحیت پاسخ به هیچ چیزی را ندارد چون مستدل صحبت نمیکند، و چه بسا دروغها و ادعاهای قاطع بسیاری در همه ادیان مختلف رو شده است.
فرمودهاید «ارتعاشات دل». فکر میکنم منظور شما درک مطلب بوسیله شهود و درونی باشد. خب این گاهی میتواند درست باشد و گاهی نادرست! حواس و احساسات آدمی بیخطا نیستند. در حقیقت ما امروزه به وسیله دانش به این نتیجه رسیده ایم که احساسات درونی در خیلی مواقع میتوانند خلاف واقعیات باشند. احساس درونی و به قول شما ارتعاشات دل دلیل خوبی برای باور کردن چیزها نیست. ولی میتواند به عنوان راهنمای اولیه خوبی برای انجام تحقیقات بیشتر باشد، نه دلیل درستی چیزی. پیشنهاد میشود حتما این مقاله جالب را بخوانید. برای یک کودک ۱۰ ساله نوشته شده ولی خواندنش برای یک پیرزن ۱۰۰ ساله هم مفید است: دلایل خوب و بد برای باور کردن
۴. ما خیلی چیزها را هنوز نتوانستهایم و شاید هرگز هم نتوانیم با علم توضیح دهیم. تکبر و خودمحوری ما کجاست؟! تکبر و خودمحوری آنجاست که مردم بدون داشتن شواهد و مدارک ادعای همهچیزدانی و درک کل هستی دارند. اتفاقا دانش و خرد برخلاف ادیان و ایدئولوژیها، همیشه سر به زیر و نامطمئن است. ما هیچ وقت ادعای قطعیت نداریم و در عین حال سعی میکنیم بیشتر و بیشتر یاد بگیریم، نه اینکه یکجا بنشینیم و در مورد افلاک و جهان با اطمینان فرضیه صادر کنیم.
دانشمندان زیادی در مورد دلایل و ریشههای خوبی و بدی انسان مشغول آزمایش و پژوهش هستند. هیچکدام هم ادعای صددرصدی ندارند. ولی حداقل با یافت شواهد بیشتر به پاسخ بهتری دست مییابند. در فصل ششم کتاب توهم خدا به این مطلب پرداخته شده: ریشه های اخلاق: چرا ما خوب هستیم؟
۵. البته عرفان دکان بازاری معلوم است که راه به کجا میبرد! بنده شخصا به پدیده عرفان علاقمند هستم و فکر میکنم باید تحقیقات بیشتری روی این پدیده عجیب و جالب انجام شود. مثلا طرز کار مغز یک کاهن بودایی در هنگام یکی شدن با هستی قطعا مسائل بسیاری برای گفتن دارد. اتفاقا علم جدید نوروساینس به شدت مشغول مطالعه بیشتر این پدیده هاست و به موفقیتهایی هم در این زمینه دست یافته است. ولی هنوز در این زمینه بسیار ناشناختهها هست، و البته همیشه جای پیشرفت بیشتر هست.
۶. قصد مستقیم ما دین-ستیزی یا هیچ چیز دیگری نیست. قصد ما فهمیدن جهان یا حداقل بهتر شدن فهم ما نسبت به جهان است.
۷. اینکه شما بدنبال جواب قطعی نیست خود نشانه بسیار خوبی است. ما از قطعیت راه به جایی نبردهایم. ولی میتوانیم حداقل بیشتر و بیشتر بدانیم و بفهمیم. شخصا فکر میکنم موضع شما بسیار محترمانهتر از دینباوری است.
۸. آرتور سی کلارک از دانشمندان مورد علاقه من است!
و البته او هم یک بیخدا بود. نظر ریچارد داوکینز را در مورد موجودات فضایی میخواهید؟ تا آنجا که میدانم داوکینز به وجود حیات غیر زمینی در کیهان امیدوار است. ولی خب هنوز چنین چیزی کشف نشده است. لطفا به گوش باشید. ویدیوی جدیدی از داوکینز در همین موضوع حیات فرازمینی ترجمه شده است، و به زودی در سایت قرار خواهد گرفت. با سپاس.
نوشتن پاسخ