بايگانی وبنوشت
سخنرانی داوکینز درباره شگفتی علم
سخنرانی زیستشناس فرگشتی، ریچارد داوکینز دربارۀ شگفتیهای کیهان، حیات و علم بطور کلی.
هر موجود زنده مدلی از جهان را با استفاده از گیرندههای حسیاش دریافت میکند. این مدلها لزوماً بازتاب دقیقی از واقعیات جهان بیرون نیستند، بلکه تنها شبیهسازیهای ناکامل و موضعیاند که به بقای آن جانور خاص در محیط خاصش کمک میکنند. به طور مثال، چشم انسان تنها نوار باریکی از طیف الکترومغناطیس به نام طیف مرئی را تشخیص میدهد و نسبت به طول موجهای دیگر نابینا است. آدمی از وجود آنها تنها از طریق علم آگاهی یافتهاست نه توسط حواس مستقیم خود.
به دلیل زندگی در شرایط گوناگون، مدلهای مورد استفاده توسط هر موجودی شباهتها و تفاوتهایی با هم دارند. مثلاً مدل مورد استفاده توسط یک خفاش با یک ماهی تفاوتها و شباهتهایی دارد که در حین فرگشت (تکامل) آنها منطبق بر نحوۀ زندگیشان به وجود آمده است. Read the rest of this entry
معرفی کتاب بزرگترین نمایش روی زمین
در این ویدیوی زیرنویس فارسی شده، داوکینز کتاب جدید خود به نام «بزرگترین نمایش روی زمین» The Greatest Show on Earth را معرفی میکند. کتاب با استقبال بسیار خوبی مواجه شدهاست *
شاهکار چارلز داروین، یعنی کتاب «خاستگاه گونهها» در سال ۱۸۵۹ عقاید جامعۀ انسانی را عمیقا به لرزه درآورد. داروین در آن زمان به خوبی از جدالآمیز بودن نظریۀ فرگشتی (تکاملی) خود آگاه بود. ولی اگر او به دنیای امروز میآمد، و ادامه یافتن ستیزهجوییها را با وجود گذشتن صد و پنجاه از انتشار کتابش میدید، قطعا در شگفت میماند. امروزه فرگشت در میان همۀ دانشمندان سطح بالا به عنوان یک حقیقت علمی (فکت) پذیرفته شده است Read the rest of this entry
داروین و داروینیسم
از نظر بیشتر مردم در طول تاریخ همواره روشن به نظر مى رسید كه تنوع سرشار حیات، كمال مرموزى كه موجودات زنده براى بقا و تكثیر با آن تجهیز شده اند و پیچیدگى حیرت انگیز نظام زنده، تنها مى تواند از طریق خلقت الاهى پدید آمده باشد. با این حال بارها از خاطر اندیشمندان منزوى گذشته است كه شاید غیر از خلقت فراطبیعى گزینه دیگرى هم وجود داشته باشد. مفهوم تغییر گونه ها به گونه هاى دیگر، مانند بسیارى از ایده هاى خوب دیگر، در یونان باستان در هوا معلق بود. اما این ایده تا قرن هیجدهم به فراموشى سپرده شد تا آنكه سرانجام در ذهن اندیشمندان پیشتازى نظیر پیر دو موپرتوئى (Pierre Louis Maupertuis)، اراسموس داروین (Erasmus Darwin) و مردى كه خویش را شوالیه دولامارک (Jean-Baptiste Lamarck) مى نامید، از نو ظاهر شود. این ایده در نیمه نخست قرن نوزدهم در حلقه هاى فكرى، به ویژه در محافل زمین شناختى، ایده نامتعارفى نبود، اما همواره به شكلى بسیار گنگ و مبهم و بدون هیچ تصویر روشنى از مكانیسم پدید آورنده تغییرات به آن اشاره مى شد. این چارلز داروین (Charles Darwin) -نوه اراسموس داروین- بود كه به تحریک كشف مستقل اصل انتخاب طبیعى توسط آلفرد راسل والاس (Alfred Russel Wallace) سرانجام با انتشار كتاب مشهورى كه عنوانش معمولاً به صورت «اصل انواع» [خاستگاه گونه ها] (The Origin of Species) خلاصه مى شود، در سال ۱۸۵۹ نظریه تکامل [فرگشت] (Evolution) را پایه ریزى كرد.

تصویر چارلز داروین جوان چند سال پس از سفر دریایی مشهور بیگل؛ بر روی جلد مجله ساینس در ژانویه ۲۰۰۹؛ به مناسبت ۲۰۰ امین سالگرد تولد این دانشمند بزرگ و ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب انقلابی وی «خاستگاه گونه ها». سال ۲۰۰۹ به افتخار این دانشمند «سال داروین» نام گرفته است. Read the rest of this entry
ریچارد داوکینز از چارلز داروین میگوید
ریچارد داوکینز پروفسور و مدرس سابقِ «فهم عمومی علم» در دانشگاه آکسفورد و یکی از ثابتقدمترین مدافعان نظریه فرگشت (تکامل) است. او نویسنده کتابهایی چون «ژن خودخواه»، «ساعتساز نابینا» و «توهم خدا» میباشد. ارزیابی داوکینز از نظریات داروین در ۲۰۰ امین سالگرد تولد او چیست؟

ویدیوی زبان اصلی یک مصاحبهی کاملتر با ریچارد داوکینز در مورد داروین:
دانلود ویدیوی داوکینز (۳۹.۳ مگابایت) یا مشاهده آنلاین: داوکینز در لایولیک
ریچارد داوکینز: «چارلز داروین واقعا مسئله هستی و حیات رو حل کرد. مسئله حیات همه موجوادات زنده – انسانها، حیوانات، گیاهان، قارچها، باکتری ها و … . در واقع داروین همه آنچه را که ما از حیات میدانیم توضیح داد.»
مصاحبه کننده: «به نظر شما داروین اشتباهی هم داشت؟»
ریچارد داوکینز: «بله او اشتباهاتی هم داشت. داروین در اواسط قرن ۱۹ زندگی میکرد و واضح است که او اطلاعات خیلی کمتری نسبت به ما داشت. مخصوصا این که او درباره چگونگی وراثت چیزی نمیدانست و در این مورد اشتباه فکر میکرد. در واقع هیچ کس در قرن نوزدهم چیزی از وراثت و ژنیک نمیدانست و خب داروین هم در این مورد استثنا نبود. اما با این وجود درستی نظریات داروین چشمگیر است.»
مصاحبه کننده: «ولی اغلب گفته میشود که کشفیات جدید در علم ژنتیک گفتههای داروین را تایید میکند…»
ریچارد داوکینز: «این تا حد زیادی درست است و واقعا جالب است که داروین چقدر از زمان خودش جلوتر بود.» Read the rest of this entry
مروری بر کتاب پندار خدا (توهم خدا)
اخیرا کتاب «پندارِ خدا» (توهم خدا) نوشته ی زیست شناس و نویسنده ی انگلیسی، ریچارد داوکینز منتشر شد. داوکینز از شارحان برجسته ی داروینیسم و از منتقدان نامبردار دین است. “پندار خدا” در ماه نوامبر ۲۰۰۶ در رده ی دوم کتاب های پرفروش آمازون قرار گرفت. او در این کتاب با نثر گیرای خود اندیشه هایش در مورد دین و ایمان دینی را گردآوری و تشریح کرده است. در این نوشتار مرور مختصری بر محتوای این کتاب خواهیم داشت. [۱]
دانلود ترجمه فارسی کتاب از ا. فرزام
در مقدمه ی “پندار خدا”، داوکینز چهار پیام اصلیِ “آگاهی بخش” کتاب را چنین بیان می کند:
- بیخدایان [اتئیست ها] می توانند زندگی شاد، سرشار، متعادل، و از لحاظ فکری پرباری داشته باشند.
- انتخاب طبیعی و دیگر نظریه های علمی بهتر از “فرضیه ی وجود خدا” به کار تبیین جهان جانداران و چه بسا کل کیهان می آیند.
- نباید کودکان را به کیش والدین شان دانست و بر آنها برچسب دین خاصی زد. اصطلاحاتی مثل “بچه کاتولیک” یا “بچه مسلمان” باید منزجرکننده محسوب شوند.
- بیخدایان باید به بیخدایی خود مفتخر باشند، نه شرمنده. زیرا بیخدایی فرد نشانه ی صحت و استقلال ذهن اوست. Read the rest of this entry
چرا داروین مهم است؟ – ریچارد داوکینز
چارلز داروین ایده بزرگی داشت، مسلما قویترین ایدهای که تاکنون ارائه شده. و همچون تمام ایدههای عالی به طرز فریبندهای ساده است. در واقع چنان به طرز حیرتآوری ابتدایی و چنان به طرز خیرهکنندهای آشکار است که گرچه دیگرانی پیش از او با آن ور رفته بودند، هیچکس به نظرش نرسید که در جای درست به دنبالش بگردد. داروین ایدههای خوب دیگر هم زیاد داشت ـ برای مثال نظریه مبتکرانه و عمدتا درستاش در مورد چگونگی تشکیل آبسنگهای مرجانی ـ اما ایده بزرگ انتخاب طبیعیاش در «اصل انواع» [خاستگاه گونهها] است که به زیستشناسی اصل راهنمایش را بخشید، قانونی حاکم که کمک میکند بقیه چیزها معنا پیدا کنند. درک منطق سرد و زیبای آن واجب است.
قدرت تبیینکنندگی انتخاب طبیعی صرفا مربوط به حیات روی این سیاره نیست: این تنها نظریهای است که تاکنون پیشنهاد شده و میتواند حتی طبق قاعدهای کلی، حیات روی هر سیارهای را تبیین کند. اگر حیات در جای دیگری از جهان وجود داشته باشد ـ و با احتیاط شرط میبندم که دارد ـ تقریبا به طور قطع معلوم خواهد شد که شکلی از فرگشت [تکامل] به وسیله انتخاب طبیعی، مبنای وجود آن است. آن حیات فرازمینی هرچقدر هم که عجیب و غریب و غیرعادی باشد ـ و با احتیاط شرط میبندم که فراتر از تخیل ما غیرعادی خواهد بود ـ باز هم نظریه داروین به همین خوبی جواب میدهد. Read the rest of this entry
سیری در نظریه «ژن خودخواه» داوکینز
از نظر ریچارد داوکینز ژنها خودخواهند ، ساعتساز نابینا است و راز حیات راز نیست، دیجیتال است.
او درکتاب «ژن خودخواه» ادعا میکند که ژنها مولکولهای «همانندساز» یا واحد بنیادی انتخاب طبیعی هستند . جانداران و از جمله انسان، مانند ماشینهایی هستند که «همانند ساز»ها بر آن سوار میشوند. پیروزی یا شکست آنها بستگی به تواناییشان در ساخت ماشینهای موفق دارد.
ماشینها همانندسازها را تکثیر میکنند نه خودشان را، و همانندسازها ماشینها را میسازند. داوکینز در کتاب «فنوتیپ امتدادیافته» به فراسوی بدن، به خانواده، گروه اجتماعی، ساختارها و محیطهایی که جانوران ایجاد میکنند میپردازد. او در مورد فرهنگ نیز دیدگاهی داروینی دارد و آن را با اختراع واژۀ «مم» یعنی واحد وراثت فرهنگی نشان میدهد. «مم» ماهیتاً همان «ایده» است و مانند ژن تحت اصول انتخاب طبیعی عمل میکند. داوکینز در مقام استادی، برای فهم علم سخنرانیهایی برای عموم ایراد میکند. او در کتاب خود، دورنمای فرگشتی رادیکالی را مطرح ساخت.
او استدلال میکند که موجودات زنده چیزی نیستند جز ظرفهایی جسمانی که ناچارند مانند غلامی حلقه به گوش به فرامین ژنهای خودخواهی که تنها روی همانندسازی و تکثیر خودشان اصرار دارند، مو به مو عمل کنند. درست مانند فیلسوف و داستان نویس انگلیسی، ساموئل باتلر که یک قرن پیش گفته بود: «مرغ صرفاً شیوهای است که یک تخم با آن تخم دیگری میسازد.» داوکینز عنوان میکند که ما چیزی نیستیم جز بیان ژنهای خودخواهمان در فرایند ساخت ژنهای خودخواه بیشتر. Read the rest of this entry
نامحتملی وجود خدا – ریچارد داوکینز
مردم بسیاری از کارهایشان را به نام خدا انجام می دهند. ایرلندی ها به نام خدا همدیگر را منفجر می کنند. عرب ها به نام الله خودشان را منفجر می کنند. امام ها و آیت الله ها به نامش زنان را سرکوب می کنند. پاپ ها و کشیش های عزب به نام او زندگی جنسی مردم را به هم می ریزند. شُهِت های یهودی گلوی حیوانات را به نامش می برند. دستاوردهای تاریخی دین – جنگ های خونین صلیبی، شکنجه های تفتیش عقاید، قتل عام های فاتحان، میسیونری های نابودگر فرهنگ، مقاومت های در برابر حقایق جدید علمی تا آخرین لحظه ی ممکن – از این هم چشمگیرتر اند. و همه ی اینها بر چه مبنایی بوده؟ به باور من هرچه بیشتر آشکار می شود که پاسخ این است: هیچ، مطلقاً هیچ. هیچ دلیلی بر این اعتقاد نیست که هر نوع خدایی وجود داشته باشد و دلایل خیلی خوبی هست که معتقدم باشیم خدایی در کار نیست و هرگز نبوده است. اعتقاد به وجود خدا وقت ها و عمرهای بی شماری را تلف کرده است. اگر خدا چنین پیامدهای مصیبت باری نداشت، می توانست لطیفه ای در ابعاد کیهانی باشد.
چرا مردم به خدا اعتقاد دارند؟ پاسخ بسیاری از مردم، هنوز روایتی از برهان باستانی نظم است. ما به زیبایی و ظرافت جهان اطراف مان می نگریم – انحنای آیرودینامیک بال پرستو، لطافت گل ها و پروانه هایی را که گل ها را بارور می کنند می بینیم، با میکروسکوپ دنیای آکنده از حیاتِ هر قطره آب دریاچه را ، و با تلسکوپ تاج درخت عظیم ماموت را نظاره می کنیم. در پیچیدگی الکترونیک و کمال اُپتیکی چشمان خودمان تأمل می کنیم. ظرافتی که بینایی مان را میسر می کند. اگر اصلاً قدرت تخیلی داشته باشیم، این چیزها در ما احساس تکریم و احترام برمی انگیزند. به علاوه نمی توانیم شباهت آشکار میان اندامه های زنده و طرح های دقیق مهندسی بشر را نادیده بگیریم. Read the rest of this entry
مصاحبهای با ریچارد داوکینز
(آوریل ۲۰۰۴ – بی بی سی) ریچارد داوکینز مدرس فهم عمومی علم در دانشگاه آکسفورد و عضو آکادمی پادشاهی علوم و ادبیات بریتانیا است. وی در تفسیر و آموزش عمومی علم نقش برجسته ای در انگلستان دارد و یکی از خلاق ترین دانشمندان معاصر است.
نخستین کتاب او با عنوان ژن خودخواه ، که در سال ۱۹۷۶ منتشر شده بسیار تأثیرگذار بوده است. در این کتاب او نقش کلیدی ژن ها را در تکامل تشریح می کند. از آن پس او کتاب های چندی نگاشته که همگی عناوینی شاعرانه دارند : ساعتساز نابینا، صعود به قلّۀ ناممکن، گسیختن رنگینکمان، و جدیدتر از همه کتاب موبد شیطان، [و پندار خدا] که هر کدام شرح و بحث جنبه هایی از مفهوم داروینی انتخاب طبیعی هستند. یکی از کتاب های او هم هست که عنوانی شاعرانه ندارد: فنوتایپ امتداد یافته – که به نظر خود داوکینز بدیع ترین اثر علمی اوست.
از جمله افتخارات او، عضویت در انجمن سلطنتی علوم، و انجمن سلطنتی ادبیات است که کمتر کسی به هر دو به دست یافته است. Read the rest of this entry




