ریچارد داوکینز

مجموعه مقالات داوکینز

گفتگوی ریچارد داوکینز، زیست‌شناس مشهور انگلیسی با گزارشگر مجله فوکوس در خصوص یکی از آخرین کتاب‌هایش به نام داستان نیاکان (یا داستان اجداد) (The Ancestor’s Tale) و موضوع حیات و فرگشت (تکامل) آن در روی کره زمین و امکان آن در کائنات.

* در کتاب «داستان نیاکان» شما داستان فرگشت را با حرکت از زمان حال به سمت گذشته روایت می‌کنید. اصولاً بر چه اساسی این ایده را در پیش گرفتید؟

- خوب، من فکر می‌کنم مردم علاقه‌مندند شجره اجدادشان را پیگیری کنند. ما اکثراً می‌دانیم والدین‌مان چه کسانی هستند. بسیاری از ما می‌دانیم مادربزرگ یا پدربزرگمان کیست. ولی اگر چند نسل به عقب بازگردیم دیگر اجدادمان را نمی‌شناسیم. لذا، نوعی کنجکاوی طبیعی ما را به سوی خود خواهد کشاند تا دریابیم آنها چگونه بوده‌اند. همچنین، اگر من تاریخ فرگشت را از گذشته به سمت حال می‌نوشتم و آن را با بحث پیرامون انسان به پایان می‌رساندم، در این صورت چنین تصور می‌شد که بشر هدف فرگشت بوده است، همان گونه که بسیاری از مردم به اشتباه چنین تصوری دارند. اگر این کار را از زمان حال به سمت گذشته انجام دهید در این صورت مشکلی نخواهد بود که از کجا شروع کنید زیرا در این مسیر همیشه به منشاء حیات می‌رسید. خواندن ادامه‌ی این نوشته …

(بخشی از کتاب «پروژه ی اِیپ های بزرگ»[۱] ویراسته پائولا کاوالیری و پیتر سینگر، ۱۹۹۳)

آقای محترم،

شما برای نجات گوریل ها، درخواست اعانه کرده اید. مسلماً این کاری است بسیار ستودنی؛ ولی ظاهراً توجه ندارید که هزاران کودک در همان قاره ی آفریقا در حال رنج بردن هستند. تا زمانی که آخرین کودکان انسان نجات یافته باشند برای نگران گوریل ها شدن فرصت خواهیم داشت؛. پس لطفا بگذارید اولویت ها را درست انتخاب کنیم!

احتمالا این نامه ی فرضی می توانست نوشته ی هر انسان خوش نیتی باشد. هدف من از کنایه زدن به آن، این نیست که بگویم اولویت دادن به کودکان انسان کار اشتباهی است. من انتظار دارم که همینطور هم باشد؛ ولی تنها می خواهم به این واکنش خودکار و استاندارد دوگانه ی «گونه پرستان»[۲] اشاره کنم.

بسیاری از انسان ها بدون هیچگونه جر و بحثی معتقدند که نوع بشر مستحق طرز رفتار ویژه ای است. برای فهم این نکته، نامه ی زیر را بخوانید که در آن نام گونه ی انسان [کودک] با گونه ی دیگری جایگزین شده است:

آقای محترم،

شما برای نجات گوریل ها، اعانه درخواست کرده اید. مسلماً این کاری است بسیار ستودنی؛ ولی ظاهراً توجه ندارید که هزاران مورچه خوار در همان قاره ی آفریقا در حال رنج بردن هستند. تا زمانی که آخرین مورچه خوار نجات یافته باشد برای نگران گوریل ها شدن فرصت خواهیم داشت؛ پس لطفا بگذارید اولویت ها را درست انتخاب کنیم!

نامه ی دوم به روشنی این پرسش را دامن می زند که: چه چیز مورچه خوار این قدر ویژه است؟ این قطعا سوال خوبی است؛ و پیش از جدی گرفتن قضیه باید به آن پاسخ قانع کننده ای بدهیم. ولی در مورد نامه ی نخست برای بیشتر مردم هرگز چنین پرسشی مطرح نمی شود. چه چیزی انسان را بسیار ویژه می سازد؟ همانطور که گفتم من این پرسش را نفی نمی کنم. به احتمال قوی این پرسش پاسخ قاطعی هم دارد. تنها انتقاد من به قصور از تفکر درباره ی این است تا که چرا چنین پرسشی درباره ی انسان مطرح نمی شود.

فرض ضمنی گونه پرستان بسیار ساده است: انسان ها انسانند و گوریل ها گوریل. شکاف بین این دو گونه، به قعر یک دره است  و ارزش زندگی یک کودک بیش از ارزش زندگی همه ی گوریل های جهان است. «ارزش» زندگی یک حیوان تنها به قدر هزینه ی جایگزین کردن آن برای صاحبش است، یا در مورد یک گونه ی در حال انقراض، [جبران فقدان آن گونه] برای انسانیت. ولی وقتی برچسب «هوموساپینس»[۳] به چیزی خورد، حتی اگر آن چیز یک بافت جنینی فاقد احساس باشد، ناگهان ارزش زندگی اش سر به فلک می زند.

من این طرز اندیشیدن را «ذهنیت ناپیوسته»[۴] می نامم. خواندن ادامه‌ی این نوشته …

*  متن سخنرانی ریچارد داوکینز در شبکه ی ۱ تلویزیون بی بی سی در ۱۲ نوامبر ۱۹۹۶.

شما می توانید درسی به ارسطو بدهید. درسی که همه ی وجودش را به رعشه بیاندازد. ارسطو یک علّامه ی دهر بود، عقل کلّی بود برای تمام اعصار. اما شما نه تنها می توانید در مورد جهان بیش از او بدانید، بلکه می توانید فهم عمیق تری از کارکرد همه  چیز داشته باشید. این مزیتی است که زندگی پس از نیوتون، داروین، انشتین، پلانک، واتسون، کریک و دیگر دانشمندان پدید آورده است.

من نمی گویم که شما باهوش تر، یا خردمندتر از ارسطو هستید. به نظر من ارسطو باهوش ترین فردی بوده که تاکنون جهان به خود دیده است. نکته فقط در اینجاست که علم انباشتی است. و ما پس از ارسطو زندگی می کنیم.

ارسطو  درباره ی اخترشناسی، زیست شناسی و فیزیک خیلی چیزها برای گفتن داشت. اما امروزه دیدگاه هایش بسیار خام  و ساده لوحانه به نظر می رسند. اما  پیش از اینکه از جایگاه علم خارج شویم، چنین نمی شود. ارسطو  امروزه هم  می تواند یک راست به یک سمینار مدرن  اخلاق، الاهیات، یا فلسفه ی سیاسی  برود و به خوبی در آن مشارکت کند. اما تصور کنید که  اگر به یک کلاس علم جدید برود چه بلایی برسرش می آید. نه فقط به خاطر اصطلاحات جدید علمی، بلکه به خاطر اینکه علم پیشرفت می کند، و انباشته می شود.

این هم بعضی چیزهای ساده ای و مختصری  که می توانید به ارسطو، یا هر فیلسوف یونانی دیگر، بیاموزید. و آنها را  نه فقط با گفتن حقایق جدید ، بلکه با نشان دادن اینکه چگونه این حقایق جدید با هم جفت و جور هستند،  شگفت زده و مجذوب کنید.

زمین مرکز کائنات نیست. زمین دور خورشید می گردد – که آن هم فقط یک ستاره ی معمولی است. هیچ موسیقی افلاکی وجود ندارد، اما عناصر شیمیایی وجود دارند، که همه ی مواد از آنها ساخته شده اند. عناصر ترتیبی تناوبی دارند. ترتیبی  که تقریباً شبیه اکتاوهای موسیقی است. عناصر چهارتا نیستند، بلکه بیش از ۱۰۰ تا هستند. خاک، هوا، آتش و آب از جمله ی عناصر نیستند.

گونه های زنده، انواع مجزایی نیستند که هرکدام ذات بی تغییری داشته باشند. بلکه در طی زمانی بسیار طولانی، زمانی که تصور درازی آن هم برای انسان ممکن نیست، از گونه های قبلی مشتق و جدا شده اند و گونه های جدید جانداران را ایجاد داده اند، و در آینده هم این جدا شدن ها و پیدایش  گونه ها ادامه خواهد یافت. نیاکان ما درطی  نیمه ی اول زمان زمین شناختی، باکتری ها بوده اند. هنوز هم اکثریت موجودات زنده باکتری هستند. و هر کدام از تریلیون ها سلول سازنده ی بدن ما یک مستعمره ی باکتری نشین است. ارسطو پسرعموی دور هشت پا، عموزاده ی نزدیک تر میمون، و پسرخاله ی بازهم نزدیک تر میمون های بی دُم است (به بیان دقیق، ارسطو خود یک میمون بی دم، از نوع آفریقایی است. خویشاوندی ارسطو با شامپانزه نزدیک تر از خویشاوندی شامپانزه با اورانگ اوتان است). خواندن ادامه‌ی این نوشته …

(مندرج در مجله ی Free-Inquiry  تابستان ۱۹۹۳)

بهشتی که همه ی مم ها [۱] می جویند ذهن آدمی است، اما ذهن آدمی خود محصولی است که مِم ها از مغز آدمی برساختند تا آن را مأوای بهتری برای خود سازند. مسیرهای ورود و خروج داده ها  اصلاح شدند تا با شرایط محلی خوانا شوند، و با افزار گوناگونی تقویت شدند تا درستی تنسیخ را بیافزایند: ذهن های اصیل چینی با ذهن های  اصیل فرانسوی فرق دارند، و ذهن های دانش آموخته با ذهن های بی سواد متفاوت اند.  آنچه مم ها در عوض به اندامه های ارزانی داشتند، مخزن سرشاری از فواید است – با اسب های تروایی که برای ابد به میدان آوردند.

Daniel Dennett, Consciousness Explained

۱. محیط های تکثیر

دخترک شش ساله ی زیبایی را می شناسم که نور چشم پدرش است. این دختر باور دارد که بابانوئل راستکی است. او معتقد است که سندباد هم وجود دارد؛ و آرزو دارد که وقتی بزرگ شد پری دریایی شود. وقتی بزرگ ترهای جدی و محترم اش به او یا همکلاسی هایش بگویند که بابانوئل یا پریان دریایی وجود دارند، کاملاً باور می کنند. بچه ها هرچه را که بهشان بگویید باور می کنند. اگر بگویید که جادوگرها می توانند یک شازده را به قورباغه تبدیل کنند، باور می کنند. اگرهم بگویید که بچه های بد در جهنم کباب می شوند، شب ها کابوس کباب شدن می بینند. من به تازگی شنیدم که این دخترک را بدون اجازه ی پدرش برای یک دوره ی یک هفته ای پیش یک راهبه ی کاتولیک فرستاده اند. فکر می کنید این طفل در مکتب آن راهبه چه می آموزد؟

تکامل چنان کودک را شکل داده که هرآنچه را که فرهنگ اطرافش به او القا کند جذب می کند. مسلماً کودک زبان مادری اش را به همین شیوه می آموزد. کودک با شنیدن سخنان بزرگ ترها لغت نامه ی بزرگی از واژگان زبان محاوره را ضبط می کند؛ یک دائرة المعارف اطلاعاتی را جذب می کند؛ و قواعد پیچیده ی نحوی و معنایی را فرا می گیرد. پیش از اینکه کودک به میانه ی راه بلوغ برسد، همه ی این اطلاعات از مغز بزرگ ترها به مغز او منتقل شده اند. ما چنان برنامه ریزی شده ایم که همه ی اطلاعات مفید را به سرعت فراگیریم. در طی این فرآیند، اجتناب از انتقال اطلاعات مضر و مهلک بسیار دشوار است. با این همه بیت های ذهنی که باید دانلود کرد، و این همه کدهایی که باید درونی کرد، شگفت آور نیست که ذهن ساده لوح کودک آماده ی پذیرش همه جور پیشنهاد، مستعد تخریب، و طعمه ی سهل و آسانی برای شیادان، رمال ها و راهبه ها است. ذهن کودک به بدن بیمارانی می ماند که دچار ضعف سیستم دفاعی بدن هستند، این ذهن پذیرای همه جور عفونت است. عفونت هایی که بزرگ ترها می توانند بدون هیچ زحمتی به آن منتقل کنند.

دی ان آ هم دارای کدهای انگلی هست. سازوبرگ سلولی در کپی کردن دی.ان.آ. به غایت تواناست. به یک معنا، هر دی ان آ یی شیفته ی کپی کردن خود است. از دیدگاه دی ان آ، هسته ی سلول بهشت برین است، چون در آن همه جور ماشین آلات پیشرفته ی تکثیر دی ان آ یافت می شود. خواندن ادامه‌ی این نوشته …

..........................................................

کتاب‌ها Richard Dawkins Books

Richard Dawkins - The Unofficial Website in Persian | ریچارد داوکینز - تارنمای غیر رسمی | RDawkins.com ® 2008 نشر مطلب با ذکر منبع مجاز است