کمپین برون آ

Out Campaign Iran

در دهۀ ظلمانی ۱۹۴۰، ژنرال‌های فرانسوی به حکومت پیش از دولت دست نشاندۀ ویشی هشدار داده بودند که «ظرف سه هفته گردن انگلستان خواهد شکست.» پس از پایان جنگ، وینستون چرچیل چنین پاسخ داد: «گردن کلفت‌تر از این حرف‌ها بود!» امروزه، کتاب‌های پرفروش New Atheism (بیخدایی تازه) توسط کسانی بی‌اعتبار انگاشته می‌شود که از سر درماندگی تاثیر آنها را ناچیز می‌دانند، و از آن به عنوان «موعظه برای یک دار و دسته» یاد می‌کنند.

یک دار و دسته؟ فقط همین؟!

هر چند داده‌های دقیق در دست نیست، اما برداشت فردی من این است که در مورد مذهبی بودن آمریکا بسیار اغراق شده است. دستۀ ما بسیار بزرگتر از آن است که بسیاری از مردم می‌پندارند. دینداران هنوز هم از بیخدایان بیشتر هستند، ولی نه به حدی که آنها امید داشتند و ما بیم داشتیم. این ادعای من فقط برپایۀ گفتگوهایم در حین تور معرفی کتاب خودم و تورهای کتاب همکارانم مثل دانیال دنت، سام هریس، و کریستوفر هیچنز نیست، بلکه برآوردهای غیررسمی که در گسترۀ اینترنت جریان دارد نیز حاکی از همین مطلب اند. نه تنها در سایت خودمان، که جهت گیری آشکاری دارد، بلکه در جاهای دیگر هم، مثل آمازون و یوتیوب که بازدیدکننده هایشان مطمئناً بیشتر جوانان هستند به همین شکل است. به علاوه، اگر دینداران پرشمارند، ما پردلیل و برهان هستیم. تاریخ جانب ما را می‌گیرد، و ما با فنر جدیدی در قدم هایمان جلو می‌رویم – شما می‌توانید رد پای ما را در اینجا و آنجا ببینید.

دسته ما بزرگ است، ولی بیشترمان پنهان مانده‌ایم. گنجینۀ ما آکنده از بهترین نواهاست، ولی دهان بیشترمان بسته، با سرهای افکنده و چشمان شرمسار فقط زمزمۀ مبهمی سر می‌دهیم. در نتیجه، عمدۀ تلاش آگاهی-بخشی ما نه به برگرداندن باورمندان، بلکه باید به تشویق بیدین‌ها معطوف شود تا بیدینیشان را اظهار کنند – به خودشان، به خانواده‌شان، به جهان. این هدف کمپین بیرون آمدن است.

پیش از ادامۀ مطلب، باید خطر یک سوتفاهم عمده را گوشزد کنم. خواندن ادامه‌ی این نوشته …