<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>ریچارد داوکینز &#187; حیات فرازمینی</title>
	<atom:link href="http://rdawkins.com/tag/%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://rdawkins.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Apr 2012 04:33:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='rdawkins.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://1.gravatar.com/blavatar/7a238556133833fd32e8cdaa21f7a756?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>ریچارد داوکینز &#187; حیات فرازمینی</title>
		<link>http://rdawkins.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://rdawkins.com/osd.xml" title="ریچارد داوکینز" />
	<atom:link rel='hub' href='http://rdawkins.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>گفتگو در مورد کتاب «داستان نیاکان»</title>
		<link>http://rdawkins.com/2008/09/14/the-ancestors-tale-talk/</link>
		<comments>http://rdawkins.com/2008/09/14/the-ancestors-tale-talk/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Sep 2008 02:02:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Dawkins Persian</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات داوکینز]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[Biology]]></category>
		<category><![CDATA[elm]]></category>
		<category><![CDATA[Fargasht]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[Persian]]></category>
		<category><![CDATA[Richard Dawkins]]></category>
		<category><![CDATA[Science]]></category>
		<category><![CDATA[The Ancestor's Tale]]></category>
		<category><![CDATA[فرگشت]]></category>
		<category><![CDATA[منشا حیات]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[نوروبیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[نیاکان]]></category>
		<category><![CDATA[وال]]></category>
		<category><![CDATA[ژن خودخواه]]></category>
		<category><![CDATA[ژنتیک]]></category>
		<category><![CDATA[کره زمین]]></category>
		<category><![CDATA[پستانداران]]></category>
		<category><![CDATA[آفریقا]]></category>
		<category><![CDATA[آینده]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[اجداد]]></category>
		<category><![CDATA[تکامل]]></category>
		<category><![CDATA[جانوران]]></category>
		<category><![CDATA[حیات]]></category>
		<category><![CDATA[حیات فرازمینی]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درخت فرگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[ریچارد داوکینز]]></category>
		<category><![CDATA[زیست شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[شجره]]></category>
		<category><![CDATA[علمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rdawkins.com/?p=569</guid>
		<description><![CDATA[گفتگوی ریچارد داوکینز، زیست‌شناس مشهور انگلیسی با گزارشگر مجله فوکوس در خصوص یکی از آخرین کتاب‌هایش به نام داستان نیاکان (یا داستان اجداد) (The Ancestor’s Tale) و موضوع حیات و فرگشت (تکامل) آن در روی کره زمین و امکان آن در کائنات. * در کتاب «داستان نیاکان» شما داستان فرگشت را با حرکت از زمان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=rdawkins.com&#038;blog=4316036&#038;post=569&#038;subd=rdawkins&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">گفتگوی ریچارد داوکینز، زیست‌شناس مشهور انگلیسی با گزارشگر مجله فوکوس در خصوص یکی از آخرین کتاب‌هایش به نام <a href="http://rdawkins.com/books/the-ancestors-tale/">داستان نیاکان (یا داستان اجداد)</a> (The Ancestor’s Tale) و موضوع حیات و فرگشت (تکامل) آن در روی کره زمین و امکان آن در کائنات.</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="داستان نیاکان داوکینز" src="http://rdawkins.files.wordpress.com/2008/09/the-ancestors-tale-cover.jpg?w=604" alt="" /></p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* در کتاب «داستان نیاکان» شما داستان فرگشت را با حرکت از زمان حال به سمت گذشته روایت می‌کنید. اصولاً بر چه اساسی این ایده را در پیش گرفتید؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- خوب، من فکر می‌کنم مردم علاقه‌مندند شجره اجدادشان را پیگیری کنند. ما اکثراً می‌دانیم والدین‌مان چه کسانی هستند. بسیاری از ما می‌دانیم مادربزرگ یا پدربزرگمان کیست. ولی اگر چند نسل به عقب بازگردیم دیگر اجدادمان را نمی‌شناسیم. لذا، نوعی کنجکاوی طبیعی ما را به سوی خود خواهد کشاند تا دریابیم آنها چگونه بوده‌اند. همچنین، اگر من تاریخ فرگشت را از گذشته به سمت حال می‌نوشتم و آن را با بحث پیرامون انسان به پایان می‌رساندم، در این صورت چنین تصور می‌شد که بشر هدف فرگشت بوده است، همان گونه که بسیاری از مردم به اشتباه چنین تصوری دارند. اگر این کار را از زمان حال به سمت گذشته انجام دهید در این صورت مشکلی نخواهد بود که از کجا شروع کنید زیرا در این مسیر همیشه به منشاء حیات می‌رسید.<span id="more-569"></span></p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* آیا هیچ جانداری وجود دارد که فرگشت آن به طور بخصوصی شما را متحیر کرده باشد؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- خوب، داستان اسب آبی، بازگوکننده این واقعیت شگفت انگیز است که این جانور بیش از آن‌که با خوک یا سایر حیوانات سُم‌دار وابستگی داشته باشد، ارتباط نزدیکتری با وال‌ها دارد. من این موضوع را، که ضمن نگارش کتابم آموختم، یک حقیقت بی‌نهایت حیرت‌انگیز می‌دانم.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* احتمال آنکه در جای دیگری از جهان حیات ذی‌شعوری وجود داشته باشد چقدر است؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- من گمان می‌کنم که احتمالاً حیات در جای دیگری نیز شکل گرفته باشد، ولی این‌که تاکنون، هیچ تماس رادیویی از آنها دریافت نکرده‌ایم، نمی‌تواند چیز تعجب‌آوری باشد. به هر حال، جهان، فوق‌العاده بزرگ است، به گونه‌ای که احتمال وجود <em>جزایری</em> از حیات ذی‌شعور می‌رود که از هم بسیار دور افتاده باشند. لذا، بسیار بعید خواهد بود که آنها بتوانند از وجود یکدیگر مطلع شوند. تصور اینکه ما تنها شکل حیات در جهان هستیم، پیامدهای جالبی خواهد داشت. یعنی با توجه به تعداد بسیار زیاد سیارات و ستاره‌هایی که وجود دارند، در هنگام نظریه‌پردازی پیرامون منشا حیات روی زمین، نوع پیامدی که می‌توانیم انتظارش را داشته باشیم چیزی غیرمحتمل خواهد بود.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* آیا هرگز در این مورد اندیشیده‌اید که حیات در آینده به چه شکلی ممکن است فرگشت یابد؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- اگر گذشته آفریقا، آمریکای جنوبی، استرالیا و ماداگاسکار را مقایسه کنید، خواهید دید که متعاقب انقراض دایناسورها، چهار فرگشت مجزا در پستانداران روی داده است. شما می‌توانید آنها را با هم مقایسه کنید و اگر چیزی یافتید که همگی آنها مشترکاً دارند، پس می‌توانید بگویید در صورت بروز یک انقراض دسته جمعی دیگر، احتمالاً همان چیزها در آینده اتفاق خواهد افتاد. اگر آینده دور، مثلاً ۵۰ میلیون سال دیگر را در نظر بگیرید، پیشگویی من چنین خواهد بود که در آن زمان، انواعی از تیپ‌های اکولوژیک وجود خواهند داشت که با مجموعه تیپ‌های امروزی یافت شده در آفریقا، آمریکای جنوبی، استرالیا و ماداگاسکار همتراز خواهند بود.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* اگر می‌توانستید با داروین ملاقات کنید، از همه بیشتر دلتان می‌خواست به او چه بگویید؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- وای، من بهت‌زده می‌شدم و دلم می‌خواست بگویم که ملاقات با او چه افتخار بزرگی است. فکر کنم می‌خواستم دانسته‌های وی را به روز نمایم و برایش در مورد آن چیزهایی بگویم که از زمان مرگ او تا به امروز، در حوزه کاری‌اش، به خصوص در زمینه ژنتیک (که وی به حتم، آن را به عنوان یکی از رشته‌های زیست‌شناسی فرگشت، به درستی نشناخته بود) اتفاق افتاده‌اند. فکر کنم داروین از انقلاب ژنتیک مولکولی، مات و متحیر می‌شد. تصور می‌کنم برایش جالب و باورنکردنی باشد وقتی بداند هر حیوان یا هر گیاهی در بدنش کتاب مفصلی دارد که با حروفی مشابه حروف مورد استفاده در نگارش زبان، نوشته شده است و این که حروف مزبور می‌توانند جهت توصیف دنیایی که اجداد حیوانات، در آن زندگی می‌کردند مورد استفاده قرار گیرند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* بیش از همه دوست دارید در مدت حیات‌تان شاهد چه پیشرفت‌هایی در علم فرگشت باشید؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- من دوست دارم فرگشت «آگاهی ذهنی» (subjective consciousness) را درک کنم. این موضوع، بسیار اسرارآمیز و گیج‌کننده است. من و شما می‌دانیم که ما شعوراً آگاه هستیم. می‌دانیم که وقتی به چیزی قرمز رنگ نگاه می‌کنیم یا پیازی را بو می‌کشیم یا به صدای ترومپت گوش می‌دهیم، این، یک حس شخصی شدیداً قوی است. به نظر می‌رسد که چیزی در درون‌مان روی می‌دهد، ولی مفهومی ندارد که آن را در مکان ویژه‌ای بدانیم. چه اتفاقی می‌افتد که من حس آگاهی خودم را دارم و شما حس آگاهی خودتان را ؟ تفاوت بین دوقلوهای همسان که دقیقاً ژن‌های یکسان و سرگذشت مشابهی دارند چیست؟ به نظر من، در سایه تلفیق علوم کامپیوتری و زیست‌شناسی اعصاب (نوروبیولوژی) پیشرفت‌هایی در این زمینه حاصل خواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* مهم‌ترین پیامی که انتظار دارید خوانندگان از کتاب «داستان اجداد» دریافت کنند، چیست؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- مهمترین پیام، تواضع خواهد بود. اینکه آن گونه نیست که فرگشتِ نژاد بشر، امری اجتناب‌ناپذیر بوده باشد. اینکه ما بخشی از درخت پر شاخ و برگ فرگشت هستیم که در آن هیچ یک از سرشاخه‌های انتهایی انشعابات هیچ گونه امتیاز ویژه‌ای ندارند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>درباره  نویسنده کتاب:</strong> ریچارد داوکینز زیست‌شناس و فرگشت‌دان مشهور انگلیسی، چهره‌ای است شناخته شده برای تمام زیست‌شناسان و محققان علاقه‌مند به <a href="http://fargasht.wordpress.com/">علم فرگشت</a>. او نظریه‌پردازی است که با تألیف آثار جنجالی چون «<a href="http://rdawkins.com/books/the-selfish-gene/" target="_blank">ژن خودخواه</a>» (The Selfish Gene) جهان علم را به چالش کشاند. داوکینز که در نایروبی کنیا به دنیا آمده، بعد از ورود به کالج بالیول آکسفورد، موفق به اخذ مدرک جانورشناسی شد. وی پایان‌نامه دکترای جانورشناسی خود را زیر نظر نیکولاس تینبرگن (متخصص معروف رفتارشناسی حیوانی که برنده جایزه نوبل شد) کار کرد. داوکینز در فاصله سال‌های ۶۹-۱۹۶۷ به عنوان استادیار در رشته جانورشناسی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا مشغول به کار شد. آن‌گاه، به عنوان مربی و سپس استاد به تدریس جانورشناسی در دانشگاه آکسفورد پرداخت. نخستین کتاب وی در سال ۱۹۷۶ تحت نام «ژن خودخواه» به چاپ رسید که فروش فوق‌العاده‌ای داشت. وی از سال ۱۹۹۵ تا هنگام بازنشستگی در سال ۲۰۰۸ کرسی «چارلز سیمونی» در فهم عمومی علم دانشگاه آکسفورد را در اختیار داشت. اوهمچنین، عضو «انجمن سلطنتی» است. کتاب‌های متعددی از او منتشر شده است.</p>
<p style="text-align:center;">مصاحبه با <a href="http://rdawkins.com">ریچارد داوکینز</a> | منبع ترجمه: همشهری آنلاین | ترجمه دکتر آروین یعقوبیان [با اندکی تغییر]</p>
<br /><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/rdawkins.wordpress.com/569/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/rdawkins.wordpress.com/569/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/rdawkins.wordpress.com/569/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/rdawkins.wordpress.com/569/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=rdawkins.com&#038;blog=4316036&#038;post=569&#038;subd=rdawkins&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rdawkins.com/2008/09/14/the-ancestors-tale-talk/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b8c2ee96dceace7ef41a6375c91ffb4a?s=96&#38;d=retro&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dawkinspersian</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://rdawkins.files.wordpress.com/2008/09/the-ancestors-tale-cover.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">داستان نیاکان داوکینز</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چرا داروین مهم است؟ &#8211; ریچارد داوکینز</title>
		<link>http://rdawkins.com/2008/08/03/why-darwin-matters/</link>
		<comments>http://rdawkins.com/2008/08/03/why-darwin-matters/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Aug 2008 08:20:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Dawkins Persian</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات داوکینز]]></category>
		<category><![CDATA[Charles Darwin]]></category>
		<category><![CDATA[Darwinism]]></category>
		<category><![CDATA[Evolution]]></category>
		<category><![CDATA[Natural Selection]]></category>
		<category><![CDATA[Neo-Darwinism]]></category>
		<category><![CDATA[Richard Dawkins]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[نوداروینیسم]]></category>
		<category><![CDATA[نئوداروینزم]]></category>
		<category><![CDATA[چارلز داروین]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه تکامل]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه خلقت]]></category>
		<category><![CDATA[والاس]]></category>
		<category><![CDATA[وراثت]]></category>
		<category><![CDATA[ژن]]></category>
		<category><![CDATA[ژنتیک]]></category>
		<category><![CDATA[کیهانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[گاردین]]></category>
		<category><![CDATA[پاتریک ماتیو]]></category>
		<category><![CDATA[آفرینش هوشمند]]></category>
		<category><![CDATA[آلی]]></category>
		<category><![CDATA[آیدی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب طبیعی]]></category>
		<category><![CDATA[ایده]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اصل انواع]]></category>
		<category><![CDATA[بقای اصلح]]></category>
		<category><![CDATA[تکامل حیات]]></category>
		<category><![CDATA[تکاملی]]></category>
		<category><![CDATA[تبیین]]></category>
		<category><![CDATA[تصادف]]></category>
		<category><![CDATA[حیات فرازمینی]]></category>
		<category><![CDATA[خاستگاه گونه ها]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[داروینیزم]]></category>
		<category><![CDATA[داروینیسم]]></category>
		<category><![CDATA[داروینیست]]></category>
		<category><![CDATA[روز داروین]]></category>
		<category><![CDATA[ریچارد داوکینز]]></category>
		<category><![CDATA[زیستشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سازش]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعت]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی هوشمند]]></category>
		<category><![CDATA[طرح]]></category>
		<category><![CDATA[علمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rdawkins.com/?p=284</guid>
		<description><![CDATA[چارلز داروین ایده بزرگی داشت، مسلما قوی‌ترین ایده‌ای که تاکنون ارائه شده. و همچون تمام ایده‌های عالی به طرز فریبنده‌ای ساده است. در واقع چنان به طرز حیرت‌آوری ابتدایی و چنان به طرز خیره‌کننده‌ای آشکار است که گرچه دیگرانی پیش از او با آن ور رفته بودند، هیچ‌کس به نظرش نرسید که در جای درست [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=rdawkins.com&#038;blog=4316036&#038;post=284&#038;subd=rdawkins&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><a href="http://rdawkins.files.wordpress.com/2008/07/charles-darwin-iran.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-645" title="Charles Darwin Iran" src="http://rdawkins.files.wordpress.com/2008/07/charles-darwin-iran.jpg?w=300&h=180" alt="" width="300" height="180" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">چارلز داروین ایده بزرگی داشت، مسلما قوی‌ترین ایده‌ای که تاکنون ارائه شده. و همچون تمام ایده‌های عالی به طرز فریبنده‌ای ساده است. در واقع چنان به طرز حیرت‌آوری ابتدایی و چنان به طرز خیره‌کننده‌ای آشکار است که گرچه دیگرانی پیش از او با آن ور رفته بودند، هیچ‌کس به نظرش نرسید که در جای درست به دنبالش بگردد. داروین ایده‌های خوب دیگر هم زیاد داشت ـ برای مثال نظریه مبتکرانه و عمدتا درست‌اش در مورد چگونگی تشکیل آبسنگ‌های مرجانی ـ اما ایده بزرگ انتخاب طبیعی‌اش در «اصل انواع» [خاستگاه گونه‌ها] است که به زیست‌شناسی اصل راهنمایش را بخشید، قانونی حاکم که کمک می‌کند بقیه چیزها معنا پیدا کنند. درک منطق سرد و زیبای آن واجب است.</p>
<p style="text-align:justify;">قدرت تبیین‌کنندگی انتخاب طبیعی صرفا مربوط به حیات روی این سیاره نیست: این تنها نظریه‌ای است که تاکنون پیشنهاد شده و می‌تواند حتی طبق قاعده‌ای کلی، حیات روی هر سیاره‌ای را تبیین کند. اگر حیات در جای دیگری از جهان وجود داشته باشد ـ و با احتیاط شرط می‌بندم که دارد ـ تقریبا به طور قطع معلوم خواهد شد که شکلی از <a href="http://fargasht.wordpress.com">فرگشت [تکامل]</a> به وسیله انتخاب طبیعی، مبنای وجود آن است. آن حیات فرازمینی هرچقدر هم که عجیب و غریب و غیرعادی باشد ـ و با احتیاط شرط می‌بندم که فراتر از تخیل ما غیرعادی خواهد بود ـ باز هم نظریه داروین به همین خوبی جواب می‌دهد.<span id="more-284"></span></p>
<p style="text-align:justify;"><strong>نسبت تبیین</strong></p>
<p style="text-align:justify;">اما چه چیزی انتخاب طبیعی را این همه ویژه می‌سازد؟ در یک ایده پرقدرت فرض بر آن است که اندک بسیار را تبیین کند. چنین ایده‌ای وزنه‌های تبیینی سنگینی را بلند می‌کند، در حالی که بخش ناچیزی از آن صرف پیش‌فرض‌ها می‌شود. تیرهای بسیاری در ترکش تبیینی شما می‌گذارد. نسبت تبیین آن- آنچه تبیین می‌کند تقسیم بر آنچه لازم است به منظور تبیین فرض کند – بزرگ است. چنانچه خواننده‌ای ایده‌ای می‌شناسد که نسبت تبیین آن از ایده داروین بزرگتر است، پا پیش بگذارد و آن را به ما اعلام کند. ایده بزرگ داروین تمام حیات و پیامدهای آن را تبیین می‌کند و این یعنی هر چیزی که پیچیدگی‌اش از حداقل بیشتر است. این صورت کسر در نسبت تبیین است و واقعا بزرگ است.</p>
<p style="text-align:justify;">در حالی که مخرج این معادله تبیینی به طرز خارق‌‌العاده‌ای کوچک و ساده است: انتخاب طبیعی، بقای غیرتصادفی ژن‌ها در خزانه ژنی (به بیان نوداروینی آن به جای استفاده از عبارات خود داروین).</p>
<p style="text-align:justify;">ایده بزرگ داروین را می‌توان به یک جمله کاهش داد</p>
<p style="text-align:justify;">(البته این هم نحوه امروزی بیان آن است و نه دقیقا روایت داروین از آن):‌ «با وجود زمان کافی، بقای غیرتصادفی موجودات وراثت‌پذیر (که گاهی غلط از روی هم کپی می‌شوند)، پیچیدگی، تنوع، زیبایی و توهمی از طرح (design) به وجود خواهد آورد که به قدری متقاعدکننده و فریبنده است که تشخیص آن از طرح هوشمندانه و اندیشیده تقریبا غیرممکن می‌شود.»</p>
<p style="text-align:justify;">من عبارت «که گاهی غلط از روی هم کپی می‌شوند» را در پرانتز گذاشته‌ام زیرا در هر فرایند کپی‌برداری، اشتباه ناگزیر است. نیازی نیست که جهش را به پیش‌فرض‌هایمان اضافه کنیم. «ترکش» جهش‌ها بی‌دردسر پر می‌شود. «با وجود زمان کافی» هم مشکلی ایجاد نمی‌کند ـ جز برای ذهن انسان که برای درک عظمت هولناک زمان زمین‌شناختی دست و پا می‌زند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>نوع خاصی از ذهن</strong></p>
<p style="text-align:justify;">عمدتا همین قدرت ایده بزرگ داروین در شبیه‌سازی توهم طرح است که سبب می‌شود برای نوع خاصی از ذهن تهدیدکننده به نظر آید. دشوارترین مانع بر سر راه درک آن همین قدرت آن است. مردم ذاتا باور نمی‌کنند چیزی چنین ساده بتواند این همه چیز را تبیین کند. از نظر مشاهده‌گر ساده‌انگار، پیچیدگی حیرت‌آور حیات، حتما باید هوشمندانه طراحی شده باشد. اما آفرینش هوشمندانه (ID) نقطه مقابل یک نظریه قدرتمند است: نسبت تبیین آن رقت‌انگیز است.</p>
<p style="text-align:justify;">صورت کسر آن همان صورت تبیین داروین است، یعنی تمام آنچه که درباره حیات و پیچیدگی چشمگیر آن می‌دانیم. اما مخرج کسر، که به هیچ وجه قابل مقایسه با سادگی بکر و مینیمالیستی ایده داروین نیست، دست‌کم به بزرگی صورت کسر است: هوشی تبیین نشده و آنقدر بزرگ که قادر به طراحی تمام آن پیچیدگی است که در وهله نخست تلاش می‌کردیم تبیین‌اش کنیم! شاید پاسخ یکی از معماهایی که در تاریخ ایده‌ها دست از سر آدم برنمی‌دارد در همین جا نهفته باشد. پس از تلفیق بی‌نظیر فیزیک توسط نیوتون، چرا نزدیک به ۲۰۰ سال طول کشید تا داروین روی صحنه ظاهر شود؟ دستاورد نیوتون که خیلی سخت‌تر به نظر می‌رسد! شاید پاسخ آن باشد که راه‌حل نهایی داروین برای گشودن معمای حیات گویا بیش از حد آسان بود.</p>
<p style="text-align:justify;">بعضی نویسندگان برای دیگران و از جمله برای پاتریک ماتیو (P.Matthew) به خاطر آنچه در ضمیمه کتابش، «درباره الوار نیروی دریایی» (کتابی درباره پرورش درخت به منظور کشتی‌سازی ـ م)، نوشته است حق تقدم قائل شده‌اند و داروین نیز در چاپ‌های بعدی اصل انواع از روی نزاکت از او قدردانی کرده است. اما اگرچه ماتیو به اصل انتخاب طبیعی پی برد، معلوم نیست که قدرت آن را نیز درک کرده باشد. برخلاف داروین و آلفرد راسل والاس که مستقل از یکدیگر به انتخاب طبیعی رسیدند و همین داروین را وادار کرد نظریه‌اش را منتشر سازد، ظاهرا ماتیو انتخاب را صرفا نیرویی منفی و وجینی دیده است و نه نیروی محرک کل حیات. در واقع انتخاب طبیعی از نظر او چنان آشکار بود که هیچ نیازی به یک کشف مثبت درباره آن نمی‌دید.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>روایت‌های تحریف شده</strong></p>
<p style="text-align:justify;">اگرچه نظریه داروین را می‌توان بسیار فراتر از فرگشت حیات آلی به کار برد، می‌خواهم در مورد برداشت متفاوتی از داروینیسم عام هشدار دهم. یعنی در مورد کشاندن نسنجیده و چشم بسته نوعی نسخه تحریف شده و مخدوش انتخاب طبیعی به هر حوزه دم‌دست از گفتمان انسانی، خواه تناسبی داشته باشد یا نه. شاید «شایسته‌ترین» شرکت‌ها در بازار تجارت باقی بمانند، یا شایسته‌ترین نظریه‌ها در بازار علمی بقا پیدا کنند، اما پیش از آنکه تحت تاثیر قرار گیریم دست‌کم باید محتاط باشیم. و البته داروینیسم اجتماعی هم بوده که در زشتی هیتلریسم به اوج خود رسید.</p>
<p style="text-align:justify;">نه به آن زشتی اما با این حال از نظر فکری به همان اندازه بی‌نتیجه، نحوه نسنجیده و چشم‌بسته کاربرد انتخاب در سطوح نامناسب سلسله مراتب حیات توسط زیست‌شناسان آماتور است. «بقای شایسته‌ترین گونه‌ها، انقراض گونه‌های بدسازش یافته» در ظاهر شبیه انتخاب طبیعی به نظر می‌رسند، اما این شباهت ظاهری به شدت گمراه‌کننده است. همان‌طور که خود داروین با زحمت زیاد تلاش کرد نشان دهد، انتخاب طبیعی صرفا مربوط به بقای متفاوت درون گونه‌هاست، نه بین آنها.</p>
<p style="text-align:justify;">با اشاره به میراث ظریف‌تری از ایده بزرگ داروین این بحث را به پایان خواهم رساند. داروین خودآگاهی ما را تا قدرت پرصلابت علم ارتقا داده تا بزرگ و پیچیده را در چارچوب کوچک و ساده تبیین کنیم. در زیست‌شناسی قرن‌ها سرمان کلاه گذاشته شد که گمان کنیم پیچیدگی بیش از حد طبیعت نیازمند تبیینی بیش از حد پیچیده است. داروین آن توهم را پیروزمندانه از میان برد.</p>
<p style="text-align:justify;">اما همچنان پرسش‌های ژرفی باقی می‌ماند، در فیزیک و کیهان‌شناسی، که به انتظار داروین خودشان هستند. چرا قوانین فیزیک این‌طوری هستند که هستند؟ چرا اصلا قوانینی وجود دارد؟ چرا اصلا جهانی وجود دارد؟ در اینجا هم وسوسه «طرح» فریبنده است. اما داستان عبرت‌انگیز داروین پیش روی ماست. ما پیش از این تمام اینها را پشت سر گذاشته‌ایم. داروین این جسارت را به ما می‌دهد ـ هرچند ظاهرا به سختی ـ که در جست‌وجوی تبیین‌های واقعی باشیم: تبیین‌هایی که بیش از آنچه فرض می‌کنند، تبیین کنند.</p>
<p style="text-align:center;">نوشته: <a href="http://rdawkins.com">ریچارد داوکینز</a> / ترجمه: کاوه فیض‌اللهی (در شهروند امروز) [با اندکی تغییر]</p>
<p style="text-align:center;">منبع: مقاله داوکینز در گاردین به مناسبت روز داروین <a href="http://www.guardian.co.uk/science/2008/feb/09/darwin.dawkins1">Guardian</a> Feb .۹ , ۲۰۰۸</p>
<br /><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/rdawkins.wordpress.com/284/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/rdawkins.wordpress.com/284/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/rdawkins.wordpress.com/284/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/rdawkins.wordpress.com/284/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=rdawkins.com&#038;blog=4316036&#038;post=284&#038;subd=rdawkins&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rdawkins.com/2008/08/03/why-darwin-matters/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b8c2ee96dceace7ef41a6375c91ffb4a?s=96&#38;d=retro&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dawkinspersian</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://rdawkins.files.wordpress.com/2008/07/charles-darwin-iran.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">Charles Darwin Iran</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
