مجموعه مقالات داوکینز
۱۷ خرداد
ویدیو با زیرنویس که در آن ریچارد داوکینز به سوال یکی از حضار درباره بیخدایی و اخلاق پاسخ میدهد.
دانلود کلیپ با زیرنویس فارسی (۸ مِگ): رپیدشر – مدیافایر – مستقیم. برنامه کامل یک ساعته با عنوان «Q & A – Adventures in Democracy» در شبکه ABC (استرالیا) در مارس ۲۰۱۰ پخش شده است. در صورت علاقه به مشاهده برنامه تلویزیونی به طور کامل به این لینک مراجعه فرمایید.
۷ بهمن
سخنرانی زیستشناس فرگشتی، ریچارد داوکینز دربارۀ شگفتیهای کیهان، حیات و علم بطور کلی.
هر موجود زنده مدلی از جهان را با استفاده از گیرندههای حسیاش دریافت میکند. این مدلها لزوماً بازتاب دقیقی از واقعیات جهان بیرون نیستند، بلکه تنها شبیهسازیهای ناکامل و موضعیاند که به بقای آن جانور خاص در محیط خاصش کمک میکنند. به طور مثال، چشم انسان تنها نوار باریکی از طیف الکترومغناطیس به نام طیف مرئی را تشخیص میدهد و نسبت به طول موجهای دیگر نابینا است. آدمی از وجود آنها تنها از طریق علم آگاهی یافتهاست نه توسط حواس مستقیم خود.
به دلیل زندگی در شرایط گوناگون، مدلهای مورد استفاده توسط هر موجودی شباهتها و تفاوتهایی با هم دارند. مثلاً مدل مورد استفاده توسط یک خفاش با یک ماهی تفاوتها و شباهتهایی دارد که در حین فرگشت (تکامل) آنها منطبق بر نحوۀ زندگیشان به وجود آمده است. یا برای موجودی که روی سطح آب زندگی میکند، مثل یک آبسوار، نیروی کشش سطحی از اهمیت بالایی برخوردار است و گاهی میتواند بر نیروی جاذبه بچربد. ولی مدل یک انسان یا بسیاری جانوران دیگر که جثۀ بزرگتری دارند توسط نیروی جاذبه احاطه گردیدهاست. داوکینز به فرگشت در این محیطها که توسط سرعتهای متوسط و اندازههای متوسط نه خیلی کوچک و نه خیلی پرجرم احاطه شدهاند نام «جهان میانه» میدهد. برای ما یک سنگ، سخت و نفوذناپذیر مینماید دقیقاً به این دلیل که اجسامی چون دست و سنگ نمیتوانند در داخل هم نفوذ کنند. از این رو برای مغز ما کاربردی بوده تا مفاهیمی مثل جمود و نفوذناپذیری را اختراع کند. ولی اگر یک نوترینو مغزی میداشت که در اجداد سایز نوترینو فرگشت یافته بود، سنگ را واقعاً فضای پر از خالی درمییافت. خواندن ادامهی این نوشته …
۲۴ آبان
در این ویدیوی زیرنویس فارسی شده، داوکینز کتاب جدید خود به نام «بزرگترین نمایش روی زمین» The Greatest Show on Earth را معرفی میکند. کتاب با استقبال بسیار خوبی مواجه شدهاست *
شاهکار چارلز داروین، یعنی کتاب «خاستگاه گونهها» در سال ۱۸۵۹ عقاید جامعۀ انسانی را عمیقا به لرزه درآورد. داروین در آن زمان به خوبی از جدالآمیز بودن نظریۀ فرگشتی (تکاملی) خود آگاه بود. ولی اگر او به دنیای امروز میآمد، و ادامه یافتن ستیزهجوییها را با وجود گذشتن صد و پنجاه از انتشار کتابش میدید، قطعا در شگفت میماند. امروزه فرگشت در میان همۀ دانشمندان سطح بالا به عنوان یک حقیقت علمی (فکت) پذیرفته شده است، حتی در میان الهیدانان آموزشدیده هم دیگر کاملا مورد قبول واقع شده است؛ ولی هنوز میلیونها نفر به دلایل اعتقادی صحتش را زیر سوال میبرند. داوکینز در کتاب «بزرگترین نمایش روی زمین» عقاید خلقتگرایان، شامل معتقدان به «آفرینش هوشمند» و تمامی کسانی را که حقیقت فرگشت توسط انتخاب طبیعی را زیر سوال میبرند با مدارک علمی مردود میشمارد. او به مانند کارآگاهی که به صحنۀ جرم میرود، لایه به لایه حقایق جالب علمی از رشتههای مختلف را وارسی میکند، و قویتا درستی فرگشت را نشان میدهد: از طریق نمونههای انتخاب طبیعی در پرندگان و حشرات، از طریق گاهساعتهای موجود در تنۀ درختان و تخمین عمر رادیواکتیو که بازۀ زمانی فرگشت را نشان میدهند، از طریق شواهد فسیلی و اثرات باقیمانده از نیاکان اولیه، تا تایید قطعی فرگشت توسط زیستشناسی ملکولی و ژنتیک. همۀ اینها، بعلاوۀ بسیاری شواهد دیگر، حقیقی بودن فرگشت را گواهی میدهند. این کتاب در زمانی بحرانی به میدان آمده است. درحالیکه مخالفتهای سیستماتیک علیه دانش فرگشت، به ویژه در آمریکا رشد یافته است. در انگلیس و دیگر نقاط جهان، استادان و معلمین علوم شاهد توطئههای مکرر برای تخریب آموزش علم در کلاسهای درس هستند. ریچارد داوکینز با ارائۀ جامع مدارک و شواهد صریح و روشن، به چنان ادعاهای بیمنطقی پاسخی کوبنده میدهد. او همچنین، علاقۀ وافرش نسبت به جهان طبیعت و نقش اساسیای را که علم در توضیح و تبیین جهان بازی میکند با ما در میان میگذارد.
۴ شهریور
نویسندۀ آثار مشهوری چون «توهم خدا» [The God Delusion]، «ژن خودخواه» [The Selfish Gene] و تازهترین اثر او «بزرگترین نمایش روی زمین» [The Greatest Show on Earth] که از هفتۀ آینده گزیدههایی از آن به طور سریوار در تایمز منتشر خواهد شد؛ تا کنون عناوین مختلفی در لیست پرفروشترینهای کشورهای مختلف جهان داشته است. ولی هرگز به موفقیت مشابهی در کشورهای مسلمان دست نیافته است.
هیچکدام از کتاب های داوکینز چه در مورد فرگشت [تکامل]، و چه در مورد دین به عربی ترجمهٔ (رسمی) نشده اند. و آثار او به شدت در ترکیه سانسور میشوند. در گفتگویی با تایمز داوکینز اظهار نموده که دوست دارد مطالب فرگشتی در جهان اسلام -که عقاید خلقتگرایانه در آن قدرت دارند- گسترش پیدا کند. و تمایل شخصی خود را برای پیشقدم شدن در این زمینه اعلام نموده است. به گفتهٔ خود او: «ورود به پرفروشترینها در یک کشور مسلمان یک پیروزی شخصی خواهد بود». من دوست دارم ببینم کتاب هایم به عربی ترجمه شوند. همگی آنها به عبری ترجمه شدهاند. فارسی. مطمئن نیستم. کتابهایم به ترکی هم ترجمه شدهاند، و مدام سانسور و توقیف میشوند.
۲۲ تیر
ژولیت جان،
هم اکنون که ده ساله شده ای می خواهم درباره ی مسائلی برایت بنویسم که به نظرم مهم هستند. آیا هیچ وقت دقت کرده ای که ما چگونه به چیزهایی که می دانیم پی برده ایم؟ برای نمونه از کجا دانسته ایم که ستارگان چشمکزن که مانند نقاط ریزریزی در آسمان به نظر می آیند در واقع توپ های آتشگون بزرگی هستند همانند خورشید که بسیار از ما دورند؟ و چگونه میدانیم سیاره زمین که توپ کوچکتری است، دور یکی از این ستارگان به نام خورشید میگردد؟ پاسخ این است: با مدرک! گاهی مدرک به معنی دیدن (یا شنیدن، لمس کردن، بوییدن…) چیزی است تا بدانیم که آن چیز وجود دارد. کیهان نوردان به اندازه کافی از زمین دور شده اند تا خودشان با چشم خود به طور مستقیم، گردی زمین را ببینند. البته گاهی هم چشمان ما به کمک نیاز دارند. ستاره شامگاهی چشمکزنان در آسمان خودنمایی می کند؛ ولی اگر با یک تلسکوپ به آن نگاه کنی متوجه خواهی شد که این گوی زیبا در واقع سیاره ناهید است. چیزی که با دیدن مستقیم (یا شنیدن، لمس کردن…) به دست می آید مشاهده نام دارد.
گاهی مدرک، مشاهده ی تنها نیست، بلکه مشاهدات، مدرک را پشتیبانی می کنند. برای نمونه در مورد یک قتل، گاهی هیچکس (البته به جز قاتل و مقتول!) شاهد ماجرا نبوده است. ولی کارآگاهان می توانند با کنار هم گذاشتن مشاهدات گوناگون به فرد خاصی مظنون شوند. اگر اثر انگشتان فردی بر روی چاقو پیدا شود، نشانه ی این است که آن فرد قبلا چاقو را لمس کرده است. البته این مساله به تنهایی قاتل بودن فرد را ثابت نمی کند، ولی وقتی این مدرک در کنار مدارک دیگر می گیرد، می تواند مدرک خوبی به شمار رود. گاهی کارآگاه با یک جرقه به نقطه ی پایانی همه ی شواهد پی می برد و ارتباطشان را با هم در می یابد. کارآگاه با خودش می گوید: اگر قاتل چنین و چنان کرده باشد، این شواهد کاملا منطقی به نظر می رسند.
دانشمندان -کسانی که ویژه گر کشف حقایق جهان هستند- به طریقی شبیه کارآگاهان عمل می کنند. آنها در مرحله ی نخست حدس می زنند (فرضیه). سپس از خودشان می پرسند اگر این پدیده واقعا به این شکل بود باید چنین و چنان وقایعی رخ میداد. به این مرحله پیشبینی میگویند. خواندن ادامهی این نوشته …
Richard Dawkins - The Unofficial Website in Persian | ریچارد داوکینز - تارنمای غیر رسمی | RDawkins.com ® 2008 نشر مطلب با ذکر منبع مجاز است