بايگانی وبنوشت
سخنرانی داوکینز درباره شگفتی علم
سخنرانی زیستشناس فرگشتی، ریچارد داوکینز دربارۀ شگفتیهای کیهان، حیات و علم بطور کلی.
هر موجود زنده مدلی از جهان را با استفاده از گیرندههای حسیاش دریافت میکند. این مدلها لزوماً بازتاب دقیقی از واقعیات جهان بیرون نیستند، بلکه تنها شبیهسازیهای ناکامل و موضعیاند که به بقای آن جانور خاص در محیط خاصش کمک میکنند. به طور مثال، چشم انسان تنها نوار باریکی از طیف الکترومغناطیس به نام طیف مرئی را تشخیص میدهد و نسبت به طول موجهای دیگر نابینا است. آدمی از وجود آنها تنها از طریق علم آگاهی یافتهاست نه توسط حواس مستقیم خود.
به دلیل زندگی در شرایط گوناگون، مدلهای مورد استفاده توسط هر موجودی شباهتها و تفاوتهایی با هم دارند. مثلاً مدل مورد استفاده توسط یک خفاش با یک ماهی تفاوتها و شباهتهایی دارد که در حین فرگشت (تکامل) آنها منطبق بر نحوۀ زندگیشان به وجود آمده است. Read the rest of this entry
علم، توهم و گرایش به شگفتی
* متن سخنرانی ریچارد داوکینز در شبکه ی ۱ تلویزیون بی بی سی در ۱۲ نوامبر ۱۹۹۶.
شما می توانید درسی به ارسطو بدهید. درسی که همه ی وجودش را به رعشه بیاندازد. ارسطو یک علّامه ی دهر بود، عقل کلّی بود برای تمام اعصار. اما شما نه تنها می توانید در مورد جهان بیش از او بدانید، بلکه می توانید فهم عمیق تری از کارکرد همه چیز داشته باشید. این مزیتی است که زندگی پس از نیوتون، داروین، انشتین، پلانک، واتسون، کریک و دیگر دانشمندان پدید آورده است.
من نمی گویم که شما باهوش تر، یا خردمندتر از ارسطو هستید. به نظر من ارسطو باهوش ترین فردی بوده که تاکنون جهان به خود دیده است. نکته فقط در اینجاست که علم انباشتی است. و ما پس از ارسطو زندگی می کنیم.
ارسطو درباره ی اخترشناسی، زیست شناسی و فیزیک خیلی چیزها برای گفتن داشت. اما امروزه دیدگاه هایش بسیار خام و ساده لوحانه به نظر می رسند. اما پیش از اینکه از جایگاه علم خارج شویم، چنین نمی شود. ارسطو امروزه هم می تواند یک راست به یک سمینار مدرن اخلاق، الاهیات، یا فلسفه ی سیاسی برود و به خوبی در آن مشارکت کند. اما تصور کنید که اگر به یک کلاس علم جدید برود چه بلایی برسرش می آید. نه فقط به خاطر اصطلاحات جدید علمی، بلکه به خاطر اینکه علم پیشرفت می کند، و انباشته می شود.
این هم بعضی چیزهای ساده ای و مختصری که می توانید به ارسطو، یا هر فیلسوف یونانی دیگر، بیاموزید. و آنها را نه فقط با گفتن حقایق جدید ، بلکه با نشان دادن اینکه چگونه این حقایق جدید با هم جفت و جور هستند، شگفت زده و مجذوب کنید.
زمین مرکز کائنات نیست. زمین دور خورشید می گردد – که آن هم فقط یک ستاره ی معمولی است. هیچ موسیقی افلاکی وجود ندارد، اما عناصر شیمیایی وجود دارند، که همه ی مواد از آنها ساخته شده اند. عناصر ترتیبی تناوبی دارند. ترتیبی که تقریباً شبیه اکتاوهای موسیقی است. عناصر چهارتا نیستند، بلکه بیش از ۱۰۰ تا هستند. خاک، هوا، آتش و آب از جمله ی عناصر نیستند.
گونه های زنده، انواع مجزایی نیستند که هرکدام ذات بی تغییری داشته باشند. بلکه در طی زمانی بسیار طولانی، زمانی که تصور درازی آن هم برای انسان ممکن نیست، از گونه های قبلی مشتق و جدا شده اند و گونه های جدید جانداران را ایجاد داده اند، و در آینده هم این جدا شدن ها و پیدایش گونه ها ادامه خواهد یافت. نیاکان ما درطی نیمه ی اول زمان زمین شناختی، باکتری ها بوده اند. هنوز هم اکثریت موجودات زنده باکتری هستند. و هر کدام از تریلیون ها سلول سازنده ی بدن ما یک مستعمره ی باکتری نشین است. ارسطو پسرعموی دور هشت پا، عموزاده ی نزدیک تر میمون، و پسرخاله ی بازهم نزدیک تر میمون های بی دُم است (به بیان دقیق، ارسطو خود یک میمون بی دم، از نوع آفریقایی است. خویشاوندی ارسطو با شامپانزه نزدیک تر از خویشاوندی شامپانزه با اورانگ اوتان است). Read the rest of this entry

