مروری بر کتاب پندار خدا (توهم خدا)

اخیرا کتاب «پندارِ خدا» (توهم خدا) نوشته ی زیست شناس و نویسنده ی انگلیسی، ریچارد داوکینز منتشر شد. داوکینز از شارحان برجسته ی داروینیسم و از منتقدان نامبردار دین است. “پندار خدا”  در ماه نوامبر ۲۰۰۶ در رده ی دوم کتاب های پرفروش آمازون قرار گرفت. او در این کتاب با نثر گیرای خود  اندیشه هایش در مورد دین و ایمان دینی را گردآوری و تشریح کرده است. در این نوشتار مرور مختصری بر محتوای این کتاب خواهیم داشت. [۱]

دانلود ترجمه فارسی کتاب از ا. فرزام

در مقدمه ی “پندار خدا”، داوکینز چهار پیام اصلیِ “آگاهی بخش” کتاب را چنین بیان می کند:

  • بیخدایان [اتئیست ها] می توانند زندگی شاد، سرشار، متعادل، و از لحاظ فکری پرباری داشته باشند.
  • انتخاب طبیعی و دیگر نظریه های علمی بهتر از “فرضیه ی وجود خدا” به کار تبیین جهان جانداران و چه بسا کل کیهان می آیند.
  • نباید کودکان را به کیش والدین شان دانست و بر آنها برچسب دین خاصی زد. اصطلاحاتی مثل “بچه کاتولیک” یا “بچه مسلمان” باید منزجرکننده محسوب شوند.
  • بیخدایان باید به بیخدایی خود مفتخر باشند، نه شرمنده. زیرا بیخدایی فرد نشانه ی صحت و استقلال ذهن اوست.

داوکینز می نویسد که ایمان دینی، دست کم به تعبیر متعارف آن، یک “پندار” است: باور کاذبی است که در برابر تمام شواهد خلاف خود سخت جانی می کند. او با این نظر رابرت پیرسینگ همنوا می شود که “هنگامی که یک نفر دچار پندار می شود، دیوانه اش می گویند. هنگامی که افراد بسیاری دچار یک پندار می شوند، مؤمن شان می خوانند.”

یک کافر عمیقاً دیندار

او فصل اول کتابش را با توضیح این نکته آغاز می کند که بسیاری از مفسران شور و شوق او به علم را هم چون نوعی ایمان دینی می یابند. اما می پرسد “آیا دین کلمه ی مناسبی برای این شوق است؟” و می افزاید این حیرت احترام آمیز در برابر پیچیدگی طبیعت، اساس نگرشی است که می توان آن را “دین اینشتینی” خواند، چون اینشتین واژه ی “خدا” را به عنوان استعاره ای برای طبیعت و سرشت رازآمیز کیهان به کار می برد. اما داوکینز متأسف است که  بسیاری از دانشمندان “خدا” را به این معنای استعاریِ همه-خداانگارانه [وحدت وجودی، پانتئیستی] و شاعرانه استعمال می کنند، و همین سبب سردرگمی های فراوان می شود.

داوکینز تأکید می کند که نقد او به خداباوری، متوجه باور به “خالقی  فراطبیعی است که ‘شایسته ی پرستش باشد’. ” البته او  نگرش اینشتینی را محترم می شمارد، اما هیچ حرمتی برای  ادیان سنتی قائل نیست. به نظر داوکینز، ادیان در برابر انتقاد مصونیتی یافته اند که شایستگی اش را ندارند. او این دیدگاه اش را با نقل قول از داگلاس آدامز شرح می دهد:

“دین ایده های خاصی در بطن خود دارد که مقدسات، یا محرمات یا مانند آن نامیده می شوند. و معنای مقدس و محرم بودن شان این است که ‘شما نباید یک کلمه حرف بد در مورد این ایده ها یا انگاره ها بزنید. مبادا چنین کنید. چرا نباید؟ چون که نباید. اگر کسی به حزبی رأی دهد که شما مخالف آن باشید، هرقدر بخواهید می توانید به او انتقاد کنید، بی آن که کسی برنجد. … اما در مورد دین، اگر کسی بگوید به لحاظ شرعی ‘من نباید یکشنبه ها چراغی روشن کنم’، شما صرفاً باید گویید ‘ به اعتقادتان احترام می گذارم‘.

داوکینز در ادامه چندین مثال دیگر مطرح می کند، که در آنها به دین موقعیتی استثنایی اعطا شده است، مواردی مانند قبول عذر کسانی که به خاطر ‘عذر شرعی’ از خدمت سربازی خودداری می کنند، استفاده از تعبیرهای “خوشایندگو” در مورد مجادلات مذهبی، معافیت های گوناگون مالیاتی برای فعالیت های مذهبی، و بلوای کاریکاتورهای محمد.

فرضیه ی وجود خدا

فصل دوم کتاب با تشریح یهوه، خدای عهد عتیق آغاز می شود که “می توان گفت نامطبوع ترین شخصیت داستانی دنیا است: حسود است و به حسادت خود افتخار می کند، هیولای بی انصافِ کوردلی است. انتقام جوی خونخواری است که پاکسازی قومی می کند، زن ستیز است و از همجنس گرایان نفرت دارد. کودک کشی و نسل کشی و پسرکشی می کند، قدرت پرستی است که طاعون می فرستد. سادومازوخیستی است بدنهاد و بالهوس و ستمکار.”

در ادامه چنین استدلال می کند که فرضیه ی وجود خدا (”اینکه موجود فراطبیعیِ فراانسانی هوشمندی هست که به اراده ی خود دنیا و مافیها، از جمله خود ما، را طراحی و خلق کرده است”) یک نظریه ی علمی درباره ی جهان است. نظریه ای که باید با همان شکاکیتی بدان پرداخت که به نظریه های دیگر می پردازیم. به همین دلیل داوکینز استدلال می کند که با استفاده از مفهوم تعالیم ناهمپوشان[۲][دین و علم را حیطه هایی جداگانه انگاشتن] که  استفن جِی گولد پیش نهاده، نمی توان الاهیات را از انتقاد مصون داشت.  داوکینز مخالف اگنوستیسیم [لاادری گری] بی طرفانه  است که می گوید  در مورد احتمال وجود خدا هیچ اظهارنظری نمی توان کرد. به علاوه او با پیروی از برتراند راسل  استدلال می کند که گرچه “نمی توانید عدم وجود خدا را ثابت کنید”، اما عدم وجود قوری پرنده را هم نمی توانید ثابت کنید، و هکذا  عدم وجود تک شاخ، هیولای اسپاگتی پرنده، و کرم دندان را  هم نمی توانید ثابت کنید.  بنابراین، ناتوانی در اثبات عدم وجود خدا هیچ دلیلی برای باور به وجود آن نیست، بلکه، به نظر داوکینز، زحمت اثبات همواره بر دوش مدعی وجود خداست.

برهان های وجود خدا

در فصل سوم، داوکینز به برهان های اصلی مدافع وجود خدا می پردازد. او ‘پنج اثبات’ توماس آکویناس را مورد بحث قرار می دهد و استدلال می کند که سه برهان نخست آن به دور باطل می انجامند و “به هیچ وجه معلوم نیست که بتوان با توسل به مفهوم خدا به طور طبیعی به این سیر قهقرایی خاتمه داد.” او پیشنهاد می کند که برهان چهارم آکویناس (برهان مراتب) به مانند ایراد ثقیلی[۳]از یک ” یک متفرعن متعفن بی همتا” احمقانه است. او برهان پنجم را، که ‘برهان صُنع’ باشد، به فصل بعد موکول می کند که در آن به تشریح نظریه ی فرگشت [تکامل] می پردازد و توسط آن برهان صُنع را رد می کند.

او ‘برهان هستی شناسیک’ [برهان وجودی، برهان واجب الوجود]  آنسلم قدیس را “به زبان کوچه و بازار” برمی گرداند و اساساً با اتکا به همان ایراد کلاسیک کانت[۴]این برهان را نیز رد می کند. او ‘برهان زیبایی’ را هم با این استدلال که “این برهان توسط مدافعانش تصریح و تدقیق نشده” رد می کند. درباره ی ‘برهان  تجربه ی شخصی’، داوکینز یادآور می شود که برخی از این تجارب ناشی از توهمات اند، و چه بسا همگی زاده ی پندار باشند. در مورد ‘برهان اعجاز اناجیل’ او معتقد است که انجیل ها “افسانه های باستانی” هستند. درباره ی ‘برهان دانشمندان دیندار’ خاطرنشان می کند که چنین دانشمندانی در اقلیت هستند. در نقد برهان ‘قمارباز پاسکال’، او این فرض را به چالش می گیرد که کسی ایمان بیاورد، و خدا هم او  را به صرف ایمانش پاداش دهد و نه به خاطر فضایل یا حقیقت جویی او. داوکینز می پرسد: “آیا خدا نباید شکاکیت شجاعانه ی راسل را بیش از قماربازی منفعت طلبانه ی پاسکال ارج نهد؟” در پایان فصل، داوکینز به ‘برهان های بایسی’[۵]می پردازد که کسانی مانند استفن آنوین پیش می نهند و احتجاج می کند که این برهان ها “نعل وارونه می زنند”.

چرا به احتمال قریب به یقین خدایی وجود ندارد؟

در فصل چهارم، داوکینز به شرح تکامل توسط انتخاب طبیعی می پردازد تا نادرستی برهان صُنع را نشان دهد.  او استدلال می کند که توضیح وجود خالق عالم  سخت تر از توضیح  پدیده هایی است که قرار است با فرض وجود چنان خالقی تبیین شوند. داوکینز منظور خود را با این تمثیل بیان می کند که هر نظریه ای در مورد وجود کیهان باید همچون “جرثقال انتخاب طبیعی” باشد و نه “قلاب فضایی” خلقت که فقط مسئله را معلق می سازد.  او برهان نامحتملی وجود خدا را به کار می گیرد، و با طرح اصطلاح “گشایش بوئینگ ۷۴۷ غائی”  استدلال می کند که “خدا به احتمال قریب به یقین وجود ندارد” زیرا “هر قدر ایجاد  باشنده ای از حیث آماری بعید باشد،  وجود صانع آن باشنده نیز دست کم همان قدر بعید است. خدا بوئینگ ۷۴۷ غائی است.”

“بوئینگ ۷۴۷” اشاره ایست به جمله ی فِرِد هویل که گفته بود “احتمال ایجاد حیات بر زمین بیش از این احتمال  نیست که تندبادی بر یک انبار اوراقی بوزد و از آن قراضه ها یک بوئینگ ۷۴۷ بسازد.” ایراد  داوکینز به این مدعا این است که ” این مدعی مقدمات انتخاب طبیعی را هم نمی داند.”  یک درونمایه ی عام در کتاب داوکینز این است که سبب تکامل حیات، انتخاب طبیعی بوده نه بخت و اقبال، و پیچیدگی خیره کننده ی جانداران شاهدی بر وجود یک یا چند خالق نیست.  سپس تر، او با ذکر نمونه هایی  از موارد ظاهراً طراحی شده استدلال خود را پی می گیرد. در پایان فصل نتیجه می گیرد که  گشایش “۷۴۷ غائی” برهانی کاملاً قوی علیه وجود خداست، و هنوز چشم انتظار است تا ” پس از دعوت ها و فرصت های فراوان، بالأخره  الاهیدانی یافت شود که پاسخی قانع کننده به این برهان بدهد.” و سپس از دَن دِنِت فیلسوف نقل قول می کند که این برهان را “ردّی ردناپذیر” بر وجود خدا می خواند که از دو قرن پیش مطرح است.

ریشه های دین

در فصل پنجم داوکینز به بحث ریشه های دین و به این پرسش می پردازد که  چرا ادیان در همه ی فرهنگ های بشری وجود دارند. او حامی “این نظریه است که دین یک محصول جانبی[۶]تصادفی – یک کجروی در چیزی سودمند بوده” است و گمان می کند که چه بسا نظریه ی ‘مِم ها’[۷]، و به ویژه  استعداد آدمیان برای پذیرش مِم های دینی،  بتواند توضیح دهد که چرا دین می تواند مانند “ویروس ذهنی” چنین در میان جوامع شایع شود.

ریشه های اخلاق: چرا ما خوب هستیم؟

در فصل ۶، داوکینز توجه خود را معطوف اخلاقیات می کند، و استدلال می کند که  ما برای خوب بودن نیازی به دین نداریم.  در عوض، به باور او اخلاق ما منشاءی داروینی دارد: ژن های دگرخواه[۸]در خلال فرآیند تکامل انتخاب شده اند، و ما به طور طبیعی واجد نوع دوستی هستیم.

کتاب ‘خوب’ و تغییر zeitgeist اخلاقی

مضمون فصل هفتم نیز اخلاقیات است، و در آن احتجاج می شود که یک Zeitgeist [روح زمانه] اخلاقی هست که در جوامع تکامل می یابد. روح جهانی اغلب در تعارض با اخلاقیات دینی است، که به نظر داوکینز عمدتاً محقر و ددمنشانه هستند. او نمونه هایی از اخلاقیات انجیلی را ذکر می کند تا آن چه را که بربریت بیشتر اخلاقیات دینی می داند، نشان دهد.

اشکال کار دین کجاست؟  این همه دشمنی چرا؟

سپس، در فصل هشتم، داوکینز به این پرسش پاسخ می دهد که چرا چنین احساسات خصمانه ای نسبت به دین دارد. او با ذکر مثال هایی استدلال می کند که دین بر سر راه علم مانع تراشی می کند، تعصب را تقویت می کند، تنگ نظری نسبت به همجنس گرایان را تشویق می کند، و اثرات منفی دیگری نیز بر جامعه دارد. مثلاً واعظان مسیحی جنوب آمریکا  بردگی سیاهان را  با رجوع به انجیل توجیه می کنند، به این ترتیب که سیاهان را از نسل فرزندان گناهکار ابراهیم می دانند.  در خلال جنگ های صلیبی، “کافران” و “مشرکان” ی را  که به مسیحیت نمی گرویدند می کشتند،  و نمونه های دیگر.

کودکی، سوءاستفاده، و گریز از دین

فصل نهم کتاب به این بحث اختصاص یافته که یک زیان دیگر دین ، تلقین ایدئولوژی و تعصب به کودکان است.  به اعتقاد داوکینز تعلیم آموزه های دینی در مدارس مذهبی به کودکان، به مثابه“سوءاستفاده ی ذهنی” والدین از کودکان است. او از مردم می خواهد که هرگاه کسی از “بچه مسلمان” یا “بچه کاتولیک” صحبت کرد، رو در هم کشند، و از خود بپرسند چطور یک کودک را می توان چنان رشدیافته تلقی کرد که بتواند دیدگاه های مستقلی در مورد کیهان و جایگاه انسان در آن داشته باشد. او بر سبیل قیاس این پرسش را پیش می نهد که چطور می توان از “بچه مارکسیست” یا “بچه سلطنت طلب” سخن گفت؟

یک خلاء ناگزیر

در فصل پایانی داوکینز این پرسش را مطرح می کند که آیا دین، به رغم تمام مشکلات اش پرکننده ی “یک خلاء ناگزیر” است؟ آیا مردم برای هدایت و تسلی محتاج دین هستند؟ به نظر داوکینز، این خلاء ها را می توان  به شیوه های غیردینی مانند آموزش فلسفه و علم پر کرد. او احتجاج می کند که برخلاف جهانبینی بیخدا که بسی به  زندگی آری-گوست، “پاسخ های” دین به رازهای زندگی کاملاً از این مهم قاصر اند.

ضمیمه ی کتاب

مخاطب ضمیمه ی کتاب کسانی هستند که ” برای رهایی از دین نیازمند یاری” هستند.


[۱] این متن برگرفته از دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا [Wikipedia] است. بسیاری از ایده های کتاب “پندار خدا”  پیش تر در مقالات داوکینز مطرح شده اند. ترجمه ی فارسی برخی از این مقالات مانند “نامحتملی وجود خدا”، “ویروس های ذهن”، “نسبت دینداران با علم” و … را می توانید در سایت های ریچارد داوکینز فارسی و ایران سکولار بیابید.

[۲] non-overlapping magisterial

[۳] overload objection

[۴] به  نظر  کانت خطای برهان هستی شناسیک این است که ‘بودن’ از زمره ی صفات ‘باشنده’  نیست. پس نمی توان گفت باشنده ای که بنا به تعریف کمال صفات را داراست ناگزیر باید ‘باشد’ (وجود داشته باشد).

[۵] Bayesian

بایسیَن ها یا سوبژکتیویست ها  معتقد اند که باورهای عقلانی کاملاً  تابع قوانین  شرطی احتمالات هستند. در این رویکرد، یک فرضیه با احراز احتمال صدق هر داده ای تأیید می شود.

[۶] by-product

[۷] Memes

مم معادل فرهنگی ژن است و  ایده ای را مِم گویند که در فرهنگ بشری از نسلی به نسل بعد منتقل می شوند. این اصطلاح نخستین بار توسط داوکینز در کتاب “ژن خودخواه” مطرح شد.  مقصود داوکینز از جعل اصطلاح مِم طرح  این فرضیه آن بود که نوع بشر دارای سازوکارهایی انتخابی است که بقیه ی گونه های جانداران فاقد آنند. یعنی نوع بشر علاوه بر ژن ها، مِم های خود را هم به نسل های بعد منتقل کند، تا با استفاده از این مِم ها سازگاری منعطف تری با محیط خود بیابد. از نمونه های مِم ها می توان  به ایده ی وجود خدا، یا دستاوردهای  فناوری اشاره کرد. همان طور که در فرآیند انتخاب طبیعی برخی  ژن هایی به وجود می آیند و برخی از میان می روند، در انتخاب ممتیک هم مِم هایی که شرایط مساعدتری برای بقا دارند، عمر و دوام طولانی تری می یابند.

[۸] altruist

ترجمه و گردآوری: امیرغلامی (ایران سکولار)

Advertisements

دربارهٔ Dawkins Persian

ریچارد داوکینز

Posted on اوت 10, 2008, in مقالات مرتبط, کتاب‌ها, پندار خدا and tagged , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , . Bookmark the permalink. 14 دیدگاه.

  1. 1soal dashtam koja mitunam terjomeye farsishoin ketabo bekherem mamnun az rahnemaitun kaiser az finalnd

    آر داوکینز:
    شوربختانه این کار ممکن نیست. ترجمه کار شخصی بوده و تنها جهت روشنگری انجام شده است. می‌توانید به آسانی فایل پی دی اف پندار خدا نوشته ی ریچارد داوکینز را دانلود کرده و بدهید پرینت.

  2. لینک دانلود مشکل داره ! 😦

  3. لطفاً لینک دانلود رو برسی کنید.

  4. خیلی ممنون از اطلاع رسانیتون

  5. اَم خُلِقوا مِن غَیرِ شَیءٍ اَم هُمُ الخالِقونَ
    «آیا بی هیچ علتی ساخته شده اند یا خود خالق خویش اند »
    وای بر شما آنگاه که در جهان آخرت حقیقت برایتان آشکار شود و بدانید که خداوند همواره بوده و اعمال شما را می دیده ، خداون مهربان است اما دانستن این حقیقت ، عذابی است که بی خدایان را آتش می زند

  6. داوکینز استدلال می کند ……. « خدا به احتمال قریب به یقین وجود ندارد »
    چه زیبا می گوید قرآن کریم : « اِن یَتَّبِعونَ اِلَّا الظَّنَّ و اِنَّ الظنّ لا یُغنی مِنَ الحَقِّ شَیئاً »
    آن ها فقط از گمان و پندار پیروی می کنند و گمان (انسان را) از حقیقت بی نیاز نمی کند

  7. جواب کوبنده

    من ار آقای داوکینز و همفکرانش می پرسم: فرض کنیم احتمال وجود خدا کم باشد ولی آیا می توان وجود محتمل را هم کم پنداشت؟ مسلما جواب نه است. به عنوان مثال تصور کنید کسی برای شکار به یک جنگل می رود از دور شبه یک جانور را می بیند احتمال 90 درصد می دهد که یک آهو است و احتمال 10 درصد هم می دهد که او عزیزترین کس زندگی او(شخصی مثل همسر، فرزند یا …)است. در این صورت آیا حاضر می شود ریسک این خطر را به جان خود بخرد؟ یا اینکه به خاطر عواقب خطرناکی که دارد از شکار دست می کشد. حال در مورد وجود خدا که خطرعذابهای آن بی نهایت بار بیشتر از ریسک کشتن عزیزترین کس یک فرد باشد، آیا انکار او یک امر احمقانه نیست؟
    این فقط یک جواب ساده به آقای داوکینز است و جواب تفصیلی به ادعاهای او مجال وسیعتری می طلبد.بدرود

  8. لینک فایل خراب است دوست عزیز …………

  9. من امروز کتاب رو دانلود کردم و خیلی شوق دارم برای خوندنش

  10. محسن منتظر

    داوکینز یک زیست شناس است نه یک فیلسوف. آن هم یک زیست شناسی که پا در میدانی نهاده است که دهها و صدها فیلسوف در آن میدان استدلال های متین خود را عرضه نموده اند. بدبخت بیچاره آخر کار هم با احتمال سخن از نفی خدا می کند و نه جازم. پدر مرحوم او برتراند راسل یادم نیست در کتاب «رشد فلسفی من» که در سن 97 سالگی و در روزهای آخر عمرخود نوشته است و یا در کتاب «جهانی که من می بینم» این طور آمده است که وقتی که از راسل می پرسند آیا مطمئن هستی که حیات بعد از مرگ وجود ندارد؟ او پاسخ میدهد که نه نمیدانم!!! این یکی هم که خلف اوست البته پس از 50 سال، باز هم در تردید است که خدایی هست یا خدا نیست! مثال دیگر آقای راسل که به مثال قوری مشهور است نیز حاکی از همین تردید اوست. بدبخت بیچاره کسانی هستند که پشت سر این ها راه می روند و فریاد بی خدایی سر میدهند. کوری ببین که عصاکش کور دگر بود.

  11. درود بر روشنگرانی مثل داوکینز. در ضمن فراموش نکنید قرآن همان کتابی است که کوه ها را میخ هایی برای محکم کردن زمین و ستارگان را پولک هایی برای زیبایی آسمان می پندارد بله داوکینز استدلال می کند ……. « خدا به احتمال قریب به یقین وجود ندارد » چون عاقل است و این که قرآن با یقین صحبت می کند به هیچ وجه چیز خوبی نیست زیرا دیوانه ترین دیوانگان هم فکر میکنند تمام حرف هایشان درست است.

  12. احمد وکیل زاده

    ایراد آن است که می خواهند وجود خداوند را با علم و آزمون فیزیکی و زیست شناختی دریابند در حالی که خداوند خالق همه اینهااست و خالق در خلقت خود نمی گنجد و ورای آن است خداوند منزه و برتر از تمام نسبتهایی است که به او دهند
    برای پی بردن به وجود خداوند بیش از هر چیز نیاز به وجود شعور وعقل است- باور کردن (ایجاد این جهان از هیچ)بسیار بعیدتر و مشکلتر از باور کردن (وجود خالق) است- اگر بر فرض رباتی ساخته شود که عین انسان باشد آیا آن ربات در خود احساس حضور و وجود خواهد داشت؟ آیا از وجود خود آگاه است و برای خود حس (من)و بودن را دارد؟ مسلما نه
    ——— اما انسانها این حس حضور را دارند که علت آن وجود روح است و وجود رویاهای صادقه که من خود بسیاری از آنها را دیده ام نیز تایید کننده روح است——-دیگر آنکه قرآن هیچ تناقضی با تکامل ندارد بلکه آیاتی از آن بر وجود تکامل نیز اشاره دارد—-نباید فراموش کرد که خداوند منزه است از آنکه در ذهن بشری ناتوان مثل جناب داوکینگز بگنجد و درک شود و مسلما حدسها و گمانهای ذهن یک انسان هیچ اعتباری ندارد و هیچ چیز را تضمین نمی کند——-حرف از حقیقت می زنند و فراموش می کنند که حقیقت از حق است

  1. بازتاب: Twitted by TCorp

  2. بازتاب: Twitter Trackbacks for مروری بر کتاب “پندار خدا” نوشته ریچارد داوکینز [rdawkins.com] on Topsy.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: