پرفسور داوکینز می‌خواهد جهان اسلام را به فرگشت بگرایاند

نویسندۀ آثار مشهوری چون «توهم خدا» [The God Delusion]، «ژن خودخواه» [The Selfish Gene] و تازه‌ترین اثر او «بزرگترین نمایش روی زمین» [The Greatest Show on Earth] که از هفتۀ آینده گزیده‌هایی از آن به طور سری‌وار در تایمز منتشر خواهد شد؛ تا کنون عناوین مختلفی در لیست پرفروشترین‌های کشورهای مختلف جهان داشته است. ولی هرگز به موفقیت مشابهی در کشورهای مسلمان دست نیافته است.

Dawkins wants to be published in Arabicهیچکدام از کتاب های داوکینز چه در مورد فرگشت [تکامل]، و چه در مورد دین به عربی ترجمهٔ (رسمی) نشده اند. و آثار او به شدت در ترکیه سانسور می‌شوند. در گفتگویی با تایمز داوکینز اظهار نموده که دوست دارد مطالب فرگشتی در جهان اسلام -که عقاید خلقتگرایانه در آن قدرت دارند- گسترش پیدا کند. و تمایل شخصی خود را برای پیشقدم شدن در این زمینه اعلام نموده است. به گفتهٔ خود او: «ورود به پرفروشترین‌ها در یک کشور مسلمان یک پیروزی شخصی خواهد بود». من دوست دارم ببینم کتاب هایم به عربی ترجمه شوند. همگی آنها به عبری ترجمه شده‌اند. فارسی. مطمئن نیستم. کتاب‌هایم به ترکی هم ترجمه شده‌اند، و مدام سانسور و توقیف می‌شوند.

«تجربهٔ ناشر ترکیه‌ای من از انتشار کتاب توهم خدا به این شکل بود که تهدیدش کرده بودند که به جرم کفرگویی دستگیر می‌شود. او حتی شاید زندانی ‌شد و سایت من را در ترکیه بسته‌اند. من واقعا متحیر شده‌ام. این توقیف‌ها می‌تواند به مسئله‌ای دامن بزند؛ مردم را کنجکاو می‌کند تا بیشتر اطلاع کسب کنند.»

درحالیکه بسیاری از فرقه‌های مسیحی که بنیادگرا نیستند فرگشت را پذیرفته‌اند، اسلام هنوز متخاصم‌تر می‌نماید. او می‌گوید: «اسلام می‌گوید قرآن به واقع خود کلام خداست، برخلاف بسیاری از فرقه‌های مسیحی که بر این باورند انجیل تا حدود زیادی امری نمادین است. شاید این دلیل اختلاف موجود باشد.

پرفسور داوکینز خاطرنشان کرد که احتمالا نفوذ اسلام علت افزایش محبوبیت خلقتگرایی در بریتانیا است؛ جاییکه برطبق تازه ترین نظرسنجی ۳۰ درصد نوجوانان بریتانیایی ایدهٔ تغییر نام داده شدهٔ «آفرینش هوشمند» را پذیرا شده‌اند. [۱]

وی افزود: «فکر می‌کنم خیلی واضح باشد. من این را از همکاران جلودارم در بخش آموزش هم می‌شنوم. چرخش تندی در دشمنی با آموزش فرگشت در کلاس‌های درسی مدارس به وجود آمده و بیشتر هم از جانب دانشجویان اسلامی است.

«البته وضعیت اینجا به وخامت آمریکا نیست. در آنجا دشمنی از جانب مسیحیان است. و می‌تواند به آموزش علمی بسیار ضعیف منجر شود. وقتی که من به مدارس می روم؛ که گهگاهی می روم؛ از این که کودکان به صورت منکران فرگشت خارج می شوند غمگین می‌شوم. فکر می کنم ۳۰ سال پیش اینطوری نبود.»

کتاب تازۀ پرفسور داوکینز بنام «بزرگترین نمایش روی زمین»، مدارک علمی نشان دهندهٔ درستیِ نظریهٔ فرگشت را گرد هم آورده است. او امیدوار است در این کتاب کسانی را که به علت عدم آشنایی با علم به سوی خلقتگرایی می‌روند قانع کند.

او گفت: «من فکر می‌کنم هرکس که آن را بخواند قائدتا دیگر نبایستی قادر به تصور آن باشد که جهان تنها شش هزار سال است؛ یا نبایستی قادر باشد تا حقیقت [Fact] فرگشت را نپذیرد. من دوست دارم فکر کنم که کسانیکه کتاب را تمام کنند و اینطوری فکر نکنند بایستی مسئله‌ای داشته باشند.»

وی افزود خلقتگرایان نسبت به فرگشت نادان (جاهل) بوده‌اند، درست به همان طریقی که خود او می‌پذیرد نسبت به فوتبال جاهل است. «نادانی یک امر حقیقی است. من نسبت به فوتبال نادانم و نسبت به خیلی چیزهای دیگر نادان هستم. من فکر نمی‌کنم که شما باید این را توهین تلقی کنید وقتی که مثلا به شما بگویند به نظر نمی‌آید چیزی در مورد فوتبال بدانید. این فقط اظهار یک امر حقیقی است. و فقط تنها معنایش این است که شما چیزی در این باره نمی‌دانید.

«من بسیار در مورد فرگشت می‌دانم. و بسیاری مردم هم هستند که هیچ از فرگشت نمی‌دانند، و احتمالا از یادگیری آن لذت خواهند برد. شاید آنها هم بتوانند به من فوتبال یاد دهند.»

منبع انگلیسی: The Times: Professor Richard Dawkins wants to convert Islamic world to evolution

[۱] به علت رسوایی عقاید دینی و غیر علمی «خلقتگرایی» [Creationism] برخی مسیحیان، دیگر از این اصطلاح قدیمی و رد شدهٔ خلقتگرایی (آفرینش) استفاده نمی‌کنند. بلکه در اقدامی سیاسی و برای منحرف کردن جامعۀ علمی،  نام آن را به «آفرینش هوشمند» [Intelligent Design] تغییر داده اند، تا شاید اعتبار از دست رفتهٔ نظریه خلقت را حداقل به صورت ظاهری افزایش دهند. داوکینز و بسیاری از دانشمندان دیگر تاکید دارند که رسانه‌ها نبایستی فریب این تغییر نام را بخورند، و برای آفرینش هوشمند اعتباری بیشتر از خلقتگرایی قائل شوند. زیرا این دو در نهایت به یک معنی هستند و در تناقض با مدارک علمی فرگشت [Evolution] به‌سر می‌برند.

Advertisements

دربارهٔ Dawkins Persian

ریچارد داوکینز

Posted on اوت 26, 2009, in مقالات مرتبط, اخبار and tagged , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , . Bookmark the permalink. 43 دیدگاه.

  1. درود بر این مرد دانشمند و مبارز. امیدوارم که در کار خود موفق باشد، همانگونه که تا کنون بوده است. البته هر یک از ما خردگرایان هم باید در حد توان به هم و به جامعه کمک کنیم و به اطلاع رسانی بپردازیم.
    من به نوبه خود به ترجمه یک آثر خوب فلسفی پرداخته ام و آن را به طور رایگان بر روی بلاگ خودم قرار داده ام.

    به امید پیروزی کامل حقیقت بر جهل

  2. با تشکر از شما جهت ارائه مطالب به زبان فارسی

  3. در مسیر تحقیق حدود شش سال پیش در مورد دروس دانشگاه استاد را شناختم! هر انچه که در فکرم نا مرتب شکل گرفته بود و همیشه ترس از بیانش داشتم ناگاه محکم شد!! و هنوز مبهوت این همه حماقتم! نمیفهمم چطور این مردمان چنین باوری دارند با چه خودکاری بر وجودشون حک شده که وقتی پاکنی میبینند از ترس مباداها حاضر به گشتن خود و دیگران هم میشوند! راستش رو بخواین من سالهاست تنهایی رو انتخاب کردم! دریغ از یک هم فکر! نمیدانم این همه استاد علوم تجربی چطور بدون تجربه خدا را بر ذهن حک کردن!
    من خودم را نابغه نمیدانم اما با تمام عادی بودن نتوانستم بی سند چیزی را بپذیرم!
    خوشحالم که کتابتون به فارسی ترجمه شد! اینجا واقعا نیاز حس میشه ! خیلی شدید!!

  4. در بین دانشمندان داوکینز خود مظهر دگماتیسم و انجماد فکری است.
    من کتاب های داوکینز را مطالعه کرده و ازشان یاد گرفته ام اما متاسفانه خود ایشان خیلی دگماتیک تشریف دارند و درکشان از پروسه تکامل خیلی ابتدایی و ساده انگارانه است. در اوایل سال ۱۹۸۰ وقتی پروفسور لین مارگالس– زن سابق کارل سیگان– Lynn Margulis— نظریه Symbiosis در پروسه تکامل را مطرح کردند اکثر دانشمندان زیست شناس قبولش نداشتند اما با اینکه بعد از گذشت ۲۰ سال امروزه symbiosis به تئوری به ثبوت رسیده تبدیل شده است باز هم داوکینز قبولش نمی کند آنوقت انتظار دارند که مردم عادی شبانه دست ار باور های دینی خود بردازند.
    امروزه هیج دانشمندی که عقلش سر جایش قرار دارد در باره خیل موضوعات علمی نمی تواند یا قاطعیت و اطمینان کامل حرف بزند برای اینکه هر روزه مرز های دانش یه عقب برده شده و افق های تازه ای نمایان می شود.

    در اینکه پدیده تکامل اتفاق افتاده است درش شکی نیست ولی پروسه این پدیده فعلا نامعلوم است. مثلا دانشمند هندی تبار مقیم آمریکا که خود صاحب شرکت ÷نتیکی است در کتاب Independent Birth of Organism ادعا می کنند که بر خلاف نظریه داروین تمامی انواع منشا مشترکی ندارند و ایشان با محاسبه ÷ن های موجودات مختلف ادعا می کنند که در پروسه ای شبیه مهابنگ– Big Bang
    ارگانیسم های زیستی پا به وجود گذاشته اند. اسم این دانشمند Periannan Senapathy است

    با همه این کشفیات و یا حتی ادعا هایی که از طرف دانشمندان مطرح می شوند اقای داوکینز باز هم دست از برداشت ساده انگارانه خود ار تکامل بر نمی دارند.

  5. چه خوب می شد اگه آثار دیگر آقای داوکینز رو به فارسی ترجمه کنید..

  6. آقا شهرام پس چرا آدرس وب لاگ ننوشتی ؟!

  7. به سهند نسیمی:
    گفته های شما در این زمینه درست به نظر نمی رسه. من الان چند مقاله در مورد symbiosis خوندم. اتفاقا گفته ریچارد داوکینز رو درباره پروفسور لین مارگالس بخونید:

    In 1995, prominent evolutionary biologist Richard Dawkins had this to say about Lynn Margulis and her work:
    “ I greatly admire Lynn Margulis’s sheer courage and stamina in sticking by the endosymbiosis theory, and carrying it through from being an unorthodoxy to an orthodoxy. I’m referring to the theory that the eukaryotic cell is a symbiotic union of primitive prokaryotic cells. This is one of the great achievements of twentieth-century evolutionary biology, and I greatly admire her for it.[5]

    دیگه اینکه این دانشمند نظراتی داره که بیشتر دانشمندها باش مخالفن برای بخث بیشتر رجوع کنید به ویکی پدیا در مورد خانم مارگالس و همچنین در مورد symbiosis .

  8. سلام

    من اینبار اومدم ایران دیدم کتاب «ساعت ساز نابینا» ترجمه و چاپ شده
    ردیف جلو در شهر کتاب گذاشته بودند
    فکر میکنید
    The greatest show on earth
    هم ترجمه و چاپ بشه؟

  9. با درود من الهسیز هستم از اذرابادگان ایران

    با سپاس بی حد از زحمات شما که میکوشید افکار شوم و پس مانده در ایران را بشویید و جوانان را به سوی خرد گرایی سوق دهید
    به امید ایرانی ازاد در تمام مسائل حتی مذهبی

  10. نظریه تکامل هیچ تضادی با اسلام ندارد. اصلاً نه اسلام را رد می کند و نه تصدیق. من در تمام دوران تحصیل در ایران حتی یک بار هم نه در مدرسه و نه از زبان معلم دینی یا هیچ آدم مذهبی ای نشیده ام که نظریه تکامل مخالف یا موافق اسلام است. به نظرم بعضی ها دارند مشکلات مسحیت را به اسلام هم تسری می دهند.
    خدای مسیحیت یک آدم ریشویی است که بالای ابرها زندگی می کند، تولید مثل می کند و یک مدتی هم آمده پایین که ببیند در دنیا چه خبر است. این خدا با خدای ما مسلمانها زمین تا آسمان فرق دارد. و بله برای خدای مسیحی تئوری داورین مشکل ساز است.

  11. تا جایی که میدانم برخی از عالمان شیعه فرگشت را رد نمیکنند یا پذیرفته‌اند.
    سپاس از شما برای این تارنما. جایش خالی بود و جوری که میبینم نیاز به این آگاهیها در حال گسترش است.

  12. Great site. A lot of useful information here. I’m sending it to some friends!

  13. اگر قرار بود من به بهترین ایده اى که تاکنون کسى داشته است پاداشى بدهم، پیش از نیوتن، اینشتین و هر کس دیگرى آن را به داروین مى دادم.

  14. وقتی که بر اساس شواهدو مدارک علم زنتیک مشخص شده که 96 درصد زن انسان شبیه شانپانزه هست 75 درصد شبیه سگ و 33 درصد زن ما شبیه گل نرگس است پس نیای همه ما ملیونه ها سال پیش نشون میده مشترک بوده پس جای حرف و حدیثی باقی نمیمونه .

  15. با کمی فکر می توان این نتیجه را گرفت که فرضیه تکامل هیچ تناقضی با اعتقاد مذهبی بویژه اسلام ندارد بلکه به نظر من نشان دهنده وجود یک نظم فوق العاده در نظام جهان است و ما با توجه به فهم تکامل تنها یک قسمت از این نظم را فرا گرفته ایم و این نظم تنها با وجود یک ناظم مطلق امکان پذیر است من به عقاید آقای داوکینز احترام زیادی قائلم اما معتقدم علم بشر مانند لمس همان فیلی است که در تاریکی انجام شد. پس با کنار هم گذاشتن این شواهد چه علمی و چه مذهبی بخصوص اسلامی (البته نه این اسلامی که بما تحمیل کرده اند ) می توان پی به اسرار موجود در جهان هستی برد و بالاتر از آن خداوند بزرگ
    آفرین به این دانشمندان که راههای شناخت را هموار تر می کنند

  16. من متوجه اظهارات ریچارد دواکینز نمی شوم. علت: اساس هر عقیده و دینی بر جهان دیگر بر اصل خلقت یعنی کریئتیسم استوار است. بر این اساس عقیده به حهان دیگر در کن خود نقطه مقابل اصل فرگشت و یا تکامل دنیوی است که دنیا بر آن پایه استوار است و علم باز گو کننده آن است. بشر در عقیده سازی یعنی در ساختن یک موازی با دنیای موجود انگیزه های گوناگونی را دنبال می کند. اما ریچارد داوکینز می خواهد که این اپوزیسیون و آلترناتیو دینوی یعنی عقیده و دین مواضع دینوی را پذیرفته و خود را به این شکل عملا منحل کند و به دنیا و اصول حیات آن بازگردد..

    من مسئله ام با داوکینز بر سر این نیست که من خود عقیده مند و یا خدا باورم و… خیر. از این لحاظ من با او در یک کشتی نشسته ایم. مشکل ما با او در این است که او نمی خواهد بپذیرد که اپوزیسیون دینی و مخالفت آن با دنیا و اصول فرگشتی آن تنها مشروط به انگیزه های مخالفت عقیده و دین با علم نیست. عقیده و دین هویت و موجودیت خود را مدیون مخالفت و اپوزیسیون بودن با دنیا ست. حال داوکینز از مخالفین خود می خواهد که با پذیرش اصول دنیوی و فرگشتی خود را منحل و به صفوف ما که با هم در یک کشتی نشسته ایم باز گردند و این در حالی است که او نمی بیند که آنها ما را درست به همین خاطر که در کشتی دنیا نشسته ایم ترک نموده اند و از ما دنیا یی ها و اصول آن متنفرند. و لذا مرتب دعوت به بازگشت نمودن و یا این که اصول دنیوی را در چارچوبه دینی و اسلامی وارد کردن و… مضحک است.

  17. از خودتان نمی پرسیدچرا باید کتابهای ریچارد داوکینز در کشورهای اسلام زده سانسور و ناشران ترور شوند؟
    آیا باور و عقیده ای موروثی، اگر حقانیت داشته باشد ،باید از نظرها و مستندات مخالف به گونه ای وحشت کند که مخالف را ترور وکتابهایش را سانور کند؟
    خود ترور و سانسور ،دلیل محکمی بر ناحق بودن آن باور موروثی غلط ،ولی همه گیر شده نیست؟

  18. بچه ها این یه تئوریه علمی بدون تعصبه یا یه یارکشی؟!!
    اگه قضیه بررسی ,قبول یا رد فرگشت به عنوان یه نظریه علمی درباره چگونگی حیات موجودات زنده است من دیدم که بعضی علمای اسلامی هم قبولش دارن.
    به عنوان یه ایده روشنفکری بد نیس آدم حرف همه رو گوش کنه ببینه چی گفتن
    کتاب خلقت انسان از دکتر یدالله سحابی یه کتاب جنجالی بوده بد نیس یه نگاه بندازین
    و کتاب خلقت انسان در قرآن از آیت الله مشکینی هم فرگشت رو قبول کرده

  19. سید محمدمهدی

    آیا وقتی خدا را از زندگی خود حذف میکنید و معتقد به فرگشت میشوید احساس تنها بودن و از همه بدتر حیوان بودن نمی کنید؟ ..احساس بیهوده آمادن و بودن و مثل مگسی که میاید و روزی هم له میشود و تمام !!!! زمانی که دچار مشکلی بزرگ و لاینحل میشویم برای رهایی از ترس و اضطراب و درماندگی به کجا باید پناه برد ؟؟ یا بهتر بگم به چه روشی این آشفتگی ذهنی را خالی کرد!! آیا روشی بهتر از اعتقاد به خدا برای تسکین درد یافته اید!!!! اگر اعتقاد به خدا حتی یک تلقین مثبت (از لحاظ علم روانشناسی) هم باشد باز کارایش بهتر از خردگرایی از نوع بیخدایی است. مثبت اندیشی و داشتن حداقل امید از یک قدرت بیکران تلقینی بهتر است از جانوری دوپا در یک جنگل بودن و جنگیدن برای بقا (انتخاب طبیعی)!!!!!!!!!

    • شما به جایی پناه میبری که وجود ندارد.اگر با شما بحث طولانی به راه بیاندازم نتیجه در نهایت اینجا خواهد بود((اگر موجودات با تکامل و جهان هستی با اتفاق ایجاد شده(یعنی طراحی هوشمندی در کار نبوده)پس شروه جهان از کجا بوده؟یقینا آن شروع خداست!))بسیار خب حالابه یک مسئله لاینحلتر رسیدیم خدا زا کجا شروع شده؟یعنی تا اینجا مسیر در جهت ساده کردن بوده از پیچیدگی موجودات زنده فعلی و جهان هستی به یک محتوای متراکم و خیلی داغ میرسیم و در این مسیر طبق شواهد علمی خدایی دخالت نکرده و تنها دخالت او آفرینش توده جهان از هیچ بوده.حالا ته مسئله خدا باقی میماند یک موجود بدون جزء بدون نظم با خلقت خود به خود خودش (خیلی پیچیده شد!)در اینجا من میگویم آن خدای شما همان بیخدایی من است همان چیزی که خود به خود ایجاد شده یعنی شروع جهان هستی.در اینجا خدای شخصی کاملا کنار میرود.خدایی که مثل یک گیمر(فرد علاقه مند به بازی کامپیوتری) نشسته پشت کنترلهای جهان هستی و یک بازی استراتژیک بزرگ را با خودش بازی میکند.خدایی که در امور بندگانش دخالت و برای آنها پدری میکند در این روش استدلال کاملا مردود است.نمیدانم تا چه حد متوجه حرفهای من شدی دعوا سر اینکه خدایی هست یا نیست نمیباشد کل مطلب سر دخالتهای غیر منطقی این خدا و عوامفریبی مدعیان این خداست.اگر بخواهی میتوانی با یکی دو تا آزمایش ساده متوجه بشی که خدا دخالتی نمیکند.دقت کن آزمایش علمی یعنی جدا کردن پارامترها.یه بچه رو تو اتاقی تنها بزار و درو قفل کن ببین تا چند وقت به لطف خدا زنده میمونه و یا خودت بشین در اتاق با یاد خدا خودت رو یکسال حبس کن بدون خوردن چیزی…
      نتیجه پیشاپیش مشخصه.ولی یادت باشه هیچ چیز بهتر از اعتماد به نفس نیست.
      دوستت دارم.

    • آقاي سيد محمد مهدي! اصولاً فرگشت باوري به معناي اعتقاد به آن نيست. چون فرگشت يك نظريه‌ي علمي است لذا اعتقاد به آن معنايي ندارد. آيا شما به گرد بودن زمين اعتقاد داريد؟ اگر هر فرگشت گرايي دلايل كافي براي رد نظريه‌اي كه آن را پذيرفته‌است، پيدا كند قطعاً از آن دست خواهد برداشت. اما جواب سوالات شما: خير احساس تنها بودن نمي‌كنم چون بيش از هفت ميليارد انسان و بي‌شمار جاندار ديگر در كنار من هستند. آيا انسان خود يك حيوان نيست؟ من احساس حيوان بودن مي‌كنم اما نه به دليل حذف خدا بلكه به دليل دلايل طبيعي. وقتي مشكل بزرگي پيدا مي‌كنم به آن فكر مي‌كنم و از ترس آن به جايي پناه نمي‌برم. اگر هم بدانم كه لاينحل است كه ديگر تلاشي براي حل آن نمي‌كنم پس نه خواهم ترسيد و نه اضطرابي خواهد بود و نه درمانده مي‌شوم. مگر همه را مثل خودتان با آشفتكي ذهن يافته‌ايد كه براي ما خداناباوران هم همان نسخه را مي‌پيچيد؟ ما ذهنمان منظم و منطقي و علمي است و آشفته نمي‌شود. در پايان آيا سوال‌هاي خود را از خودتان پرسيده‌ايد كه در انتها به آن جواب داده‌ايد؟؟؟
      ممنونم
      انكي‌پد

  20. مطلب جالبی بود. و خیلی استفاده کردیم. به قول پروفسور داوکینز که میگه:
    «خداوند به احتمال قریب به یقین وجود ندارد»
    من هم میگم: «خداوند بجز اینکه وجود نداره بلکه نمی تونه وجود داشته باشه».

  21. age mishe nazare khodetoono raje be rael ham begin..
    http://www.rael.org
    va inke nazare aghaye havking raje zendegi bad az marg chie?
    mamnoon misham age in soale mano javab bedid..baram moheme ..kheyli♥

  22. سلام
    نميشه خدا رو وجدان خودمون بدونيم

  23. در این بلبلشوی آرا و نظریاتی که آدم را به سرگیجه و سرسام می کشانند، بازهم گلی به جمال ادبیات غنی خودمان که می تواند کمی تسکین بخش باشد:

    قومي متفكرند اندر ره دين
    قومي به گمان فتاده در راه يقين
    مي ترسم از آن كه بانگ آيد روزي :
    كاي بيخبران راه نه آن است و نه اين
    (خیام)

    جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
    چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
    (حافظ)

  24. حقیقت آن است كه نظریه تكامل و منشاء گونه‌ها هنوز در حد فرضیه و نظریه هست و هیچ دلیل قطعی و یقینی برای اثبات آن وجود ندارد. لذا سؤالات و موارد مبهم بسیاری در این فرضیه به وجود می‌آید كه هركدام برای خود جایگاه ویژه‌ای داشته و قابل تأمل است و حتی بعضی از دلایل علمی را در رد این نظریه آورده اند که به بعضی از این دلایل اشاره می نمائیم

    الف ) شامپانزه ها تکامل یافته تر از انسان!!!

    ژنتیكدان تكاملی، جیانزی زانگ و همكارانش در دانشگاه میشیگان در ایالات متحده‌ی آمریكا، DNA انسان و شامپانزه و میمون رزوس را برای 13888 ژن با هم مقایسه كردند.

    برای هر حرف DNA كه در آن ژن‌های شامپانزه یا انسان با شكل نیایی مشتركمان تفاوت داشت(كه از ژن متناظر در میمون‌های مك‌كاك استنباط شده بود) پژوهشگران در پی آن بودند كه آیا آن تغییر به تولید پروتیین تغییر یافته‌ای می‌انجامد. در ژن‌هایی كه با انتخاب طبیعی انتقال یافته‌اند، نسبت جهش‌هایی كه به پروتیین‌های تغییر یافته می‌انجامند، به طور نامعمول بالاست.

    گروه زانگ دریافتند از نزدیك 6 میلیون سال پیش كه(گفته می شود) شامپانزه و انسان از نیای مشتركشان جدا شده اند، 233 ژن شامپانزه و فقط 145 ژن انسان با انتخاب طبیعی تغییر كرده‌اند.

    این یافته با آن چه بسیاری از زیست‌شناسان تكاملی می‌پنداشتند، متناقض است. زانگ می‌گوید: ما تمایل نداریم تفاوت‌های بین خودمان و نیای مشتركمان را ساده‌تر از تفاوت‌های بین شامپانزه‌ها و آن نیای مشترك ببینیم.»

    گزارش كامل این پژوهش در مجله‌یDOI: 10.1073/pnas.0701705104) PNAS) چاپ شده است.

    (Holmes Bob, Chimps ‹more evolved› than humans, New Scientist, 16 April 2007)

    همانطور که خواندید دانشمندان از نظر علمی در یافتند که شامپانزه‌ها گونه‌های تكامل یافته‌تری نسبت به انسان هستند در صورتی که نظریه تکامل انسان را مو جودی تكامل یافته‌تر بیان می کند.

    ب) تکامل نظریه ای اثبات نشده است
    در سمیناری كه در دانشگاه شیكاگو در زمینه مورفولوژی تكاملی برگزار شد، دانشمند برجسته‌، دكتر پاترسون‌، سؤال ساده‌ای مطرح كرد: آیا در اینجا كسی هست كه بتواند در مورد تكامل‌، نكته‌ای قطعی و ثابت‌شده را عنوان كند؟ سكوتی طولانی بر فضای تالار حكمفرما شد. سرانجام شخصی از گوشه‌ای گفت‌: من یك چیز را با قطع و یقین می‌دانم‌: اینكه تكامل را نباید در مدارس تدریس كرد؟

    با اینكه بسیاری از مردم عادی بر این باورند كه تكامل پدیده‌ای علمی و اثبات‌شده می‌باشد، واقعیت این است كه بعد از گذشت بیش از 150 سال‌، تكامل فرضیه‌ای است اثبات‌نشده و بدون سندیت است‌. در واقع باید گفت كه قرائن و شواهد بسیاری‌ تكامل را رد می‌كنند.

    ج) فسیل‌ها تكامل را اثبات نمی‌كنند
    ?فسیل‌ها گواه بر تكامل می‌باشند!؟ این ادعایی بوده كه دانشمندان با صدایی بلند عنوان می‌كردند. اما مشكلی كه در مورد فسیل‌ها وجود دارد، این است كه میان حیواناتی كه فسیل‌ها گواه بر وجود آنها هستند، و حیوانات همنوعشان در عصر ما، هیچ فسیلِ میانی وجود ندارد، گویی حیوانات اولیه ناگهان به‌صورت حیوانات امروزی تحول و تكامل یافته‌اند. داروین نیز خود متوجه این نقصان در فرضیه خود بود، اما بر این باور بود كه یك روز فسیل‌های میانی یافت خواهند شد. هنوز بعد از گذشت 150 سال‌، فسیلی دال بر وجود حیوانات میانی و در حال تكامل یافت نشده است‌. .
    دانشمندان معتقد به تكامل برای رفع این نقیصه‌، این نظر را مطرح كردند كه تحول با چنان سرعتی رخ داد كه فسیلی از آنها باقی نمانده است‌. طبعاً دلیل و مدركی علمی در این زمینه وجود ندارد.

    د) هومولوژی‌» تكامل را اثبات نمی‌كند
    هومولوژی نظریه‌ای است كه معتقد است‌ ارگانیزم‌های زنده‌ای كه از ساختاری همسان برخوردارند، از یك اصل واحد ناشی شده‌اند و به این ترتیب این نظریه‌، تكامل را اثبات می‌كند.
    مشكل در اینجاست كه نمونه‌های فراوانی با این نظریه تناقض دارند. به‌عنوان مثال‌، بافت كلیوی جانداران را در نظر بگیرید. كلیه‌های ماهی دارای شكل جنینی كاملاً متفاوتی با خزندگان و پستان‌داران می‌باشند. ممكن نیست كه آنها از یك ساختار ناشی شده باشند. .
    یا به دستگاه گوارش توجه كنیم‌. اگر همه جانداران از یك اصل ناشی شده‌اند، تكامل و تحول این دستگاه در جانداران مختلف نیز می‌بایست یكسان باشد. اما عكس این صادق است‌. كوسه‌، قورباغه‌، خزندگان‌، و پرندگان‌، دارای دستگاه گوارشی‌ای هستند كه به‌گونه‌ای متفاوت تحول یافته‌اند. نمونه‌های بسیار دیگری می‌توان برای این امر آورد.

    و) زائده‌ها تكامل را اثبات نمی‌كنند
    تكامل‌گرایان بر این نظر پا می‌فشردند كه بدن جانداران دارای اندام‌هایی است كه امروز دیگر كاربردی ندارند. اندام‌هایی مثل آپاندیس و لایه‌های نیمه‌كروی در چشم زائده نامید شده‌اند زیرا در زمان داروین تصور می‌شد كه اینها بلامصرف می‌باشند. طبق این نظریه‌، این اندام‌ها در دوره‌های اولیه هستی كاربردی داشته‌اند، اما به‌تدریج كه انسان خود را با محیط سازگار ساخت‌، كاربرد خود را از دست دادند. به‌عقیده این دسته از دانشمندان‌، آنها اكنون شاهدی هستند بر آنچه قبلاً بودیم‌ .
    باز در این مورد هم شواهد، علیه این نظریه هستند. تمام آنچه كه زائده نامیده شده‌، امروز نیز كاربردی مفید دارند. آپاندیس در واقع غده‌ای است لنفاوی‌، و لایه نیمه‌كروی نیز همچون یك قاشقك‌، اشیاء خارجی را از داخل چشم جمع‌آوری می‌كند. بسیاری از ما شنیده‌ایم كه انسان قبلاً دُم داشته است‌. این حرف خنده‌دار است‌. ستون فقرات انسان دارای 33 مهره است‌. هیچ شاهدی بر این مدعا وجود ندارد كه او قبلاً 34 مهره داشته است‌. فردی به‌اسم هِكل بود كه نظریه دم انسان را پیش نهاد؛ او بعدها توسط دانشگاه خودش محكوم به تقلب شد .زیست‌شناسی مولكولی بیش از سایر عوامل‌، تكامل را رد می‌كند!

    ز) چیزی به‌نام شكل ساده حیات وجود ندارد
    در روزگار داروین این عقیده رواج داشت كه حیات از اَشكال ساده‌تر به‌سوی اشكال پیچیده‌تر حركت می‌كند. علم امروزه ثابت كرده است كه چیزی به‌نام ? شكل ساده حیات‌ ? وجود ندارد. حتی ساده‌ترین سلول باكتری به‌گونه‌ای باورنكردنی پیچیده است‌. آنچه كه سلول‌های ساده نامیده می‌شود، شامل DNA و RNA و پروتئین می‌باشد كه به یكدیگر وابسته و مرتبط هستند. در واقع‌، تمام سیستم‌های بیوشیمیایی و فیزیولوژیكی به یكدیگر وابسته می‌باشند. لذا این تصور تكامل‌گرایان كه اندام‌ها به‌گونه‌ای مستقل تحول می‌یابند، پذیرفتنی نیست‌. مثلا؛ کک آبی از لحاظ پیچیدگی ژنتیکی روی دست انسان زده است! دانشمندان به تازگی دریافته اند که این موجود یک میلی متری بیشتر از هر موجود شناخته شده دیگری ژن دارد. در حالت کلی حدود 31 هزار ژن در دی ان ای این کک وجود دارد . این در حالی است که انسان ها فقط از حدود 23 هزار ژن برخوردارند. دافنیا ژولکس، یکی از انواع متداول کک آبی ، اولین سخت پوست است که از یک طرح نشانگر توالی شیمیایی که کد ژنتیکی یا ژنوم را می سازد ، برخوردار است. در نگاه اول ، دافنیا با بدن شفاف ، اندام دارای مفصل کاذب ، چشم مرکب و سیستم ساده عصبی و گردش خون، بسیار معمولی به نظر می رسد اما ژنوم این جاندار نه تنها بسیار بزرگ بوده بلکه سرشار از شگفتی است.(روزنامه جوان – یکشنبه 24 بهمن 1389 شماره 3340 سال دوازدهم)

    ص) آیا اَشكال میانی وجود دارد
    نه فقط فسیل‌های میانی یافت نشده‌، بلكه زیست‌شناسی مولكولی نیز با قطعیت ثابت كرده كه در سطح بیوشیمی نیز شكل میانی وجود ندارد. به‌این ترتیب‌، مثلاً پروتئین‌ها هیچگاه از یك مرحله تا مرحله دیگر تحول نمی‌یابند، بلكه همیشه از نوع تا نوع دیگر تحول پیدا می‌كنند. پروتئین‌ها از اسید آمینه درست شده‌اند. اگر آنها مانند مهره‌های رنگی در یك گردنبند تصور كنیم، طبق نظر تكامل‌گرایان‌، پروتئین وقتی به انواع پیشرفته‌تر تبدیل شود، باید مهره‌ای به این «گردنبند» پروتئین اضافه شود. بنابراین‌، باید طبعاً انتظار داشت كه در جانداران پیشرفته‌تر، مهره‌های بیشتری بر گردنبند پروتئینی وجود داشته باشد. اما در عمل اینطور نیست‌. مثلاً بیایید انسان را با دو نوع ماهی مقایسه كنیم (با توجه به اینكه ماهی در طرح تكاملی‌، پیش از انسان به‌وجود آمده است‌): ماهی بدون آرواره (كه در سیر تكامل بسیار قدیمی‌تر است‌) و ماهی آرواره‌دار كه جدیدتر است‌. با كمال تعجب می‌بینیم كه پروتئین موجود در هموگلوبین انسان به پروتئین ماهی بدون آرواره بیشتر شبیه است تا به ماهی آرواره‌دار، در حالیكه طبق نظر تكامل‌گرایان می‌بایست عكس این باشد.

    س) عدم قطعیت در اثبات شواهد
    همه شواهدی كه مخالفین تكامل در دست دارند، تكامل را رد می‌كند. اما هیچیك از شواهدی كه طرف‌داران تكامل می‌كوشند ارائه دهند، قطعیت ندارد زیرا هیچگاه نمی‌توان آنها را در سیر طولانی تكامل اثبات كرد. مثلاً نمی‌توان یك باكتری و یك ماهی را گرفت و گفت كه آنها به مراحل مختلف تكامل تعلق دارند، زیرا طبق نظر تكامل‌گرایان‌، حیات از 300 میلیون سال پیش آغاز شده‌، و در این مدت هم باكتری تحول یافته و هم ماهی‌. هیچكس نمی‌تواند بگوید كه باكتری ساده قبلاً چطور بوده‌، چون باكتری هم مانند ماهی تحول یافته است‌. این فرض كه باكتری موجود ساده‌تری است‌، بی‌اساس است‌.

    ط) نظم هرگز از بی‌نظمی ناشی نشده‌
    طبق نظر تكامل‌گرایان‌، نظم از بی‌نظمی اولیه به‌وجود آمده است‌. این ادعا كاملاً برخلاف قانون دوم ترمودینامیك است كه می‌گوید هر سیستمی به‌سوی بی‌نظمی و اضمحلال فزاینده پیش می‌رود. این اصطلاحات بسیار علمی می‌باشند، اما ما خودمان در زندگی روزمره شاهد آن هستیم‌. هیچ استثنای شناخته‌شده‌ای در مورد این قانون وجود ندارد. اما تكامل‌گرایان می‌كوشند تمام نظریه خود را بر یك استثناء استوار سازند.

    ق) تصادفی استهزاءآمیز
    فرضیه تكامل، پیدایی حیات را یك تصادف می‌داند. از نظر آماری پیدایی حیات در اثر تصادف امری محال است‌. مثلاً در مورد پروتئینی كه در هموگلوبین وجود دارد، این احتمال كه اسیدهای آمینه به‌طرزی درست تركیب شوند، 1 در 10 به توان 167 می‌باشد، چیزی كه از نظر ریاضی غیرممكن است‌. تازه این فقط در مورد پروتئین موجود در هموگلوبین است‌. كاهن اعظمِ تكامل‌، ریچارد داوكینز، خودش پذیرفته كه ?هر سلول شامل اطلاعات كدبندی‌شده دیجیتالی است كه اطلاعات موجود در آن‌، بیشتر از مجموعه سی جلدی دائره‌المعارف بریتانیكا است‌.? او این را می‌پذیرد، با این‌حال معتقد است كه باید انتظار داشت كه افراد هوشمند باور كنند كه كتاب پرحجمی چون دائره‌المعارف بریتانیكا در اثر یك تصادف به‌وجود آمده باشد!

    (:www.kalameh.com , www. hupaa.com)

    ف) آزمایشات انجام گرفته

    درخصوص تكامل انسان آزمایش‌های جدیدی كه صورت گرفته و شواهد علمی كه پیدا گردیده است كه نه تنها تكامل را در انسان تأیید نمی‌كنند، بلكه حتی آن را رد می‌نمایند ماننداینکه: چندی پیش رسانه‌های دنیا اخباری را منتشر نمودند مبنی بر اینكه دانشمندان علم ژنتیك سوئیس، به مقایسه DNA میمون‌ها با انسان پرداختند كه نتایج جالبی در پی داشت. این دانشمندان اعلام نمودند كه شباهت قابل ملاحظه ای بین DNA انسان و میمون وجود ندارد و اگر میمون و انسان از یك جد مشترك می‌بودند باید شباهت بیشتری بین DNA آنها وجود می‌داشت. (خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)

    .تحقیقات صورت گرفته توسط دانشمندان لیست بلندبالایی از اختلافات میان DNA انسان با شمپانزه ها و سرنخ هایی از هر آنچه كه در این زمینه حیاتی و بسیار مهم است را فراهم كرده است.

    غ) عدم ارتباط انسانهای نئوناندرتال با انسانهای امروزی

    موضوع دیگر این است كه باستان‌شناسان، اسكلت‌های نوعی انسان را پیدا نموده‌اند كه حدود سی‌ هزار سال پیش زندگی می‌كردند كه نام آن را «نئوناندرتال» گذاشته‌اند و دانشمندان تکاملی آنها را نیاکان انسان امروزی معرفی می نمودند. با پیشرفت های بیشتر علمی آنچه كه دانشمندان را متعجب كرده این است كه بین انسان امروزی و انسان نئوناندرتال، شباهت فامیلی از نظر ژنتیکی وجود ندارد و اینكه این انسان به طور مرموزی نابود شده است و اثری ازآنها باقی نمانده است. و تمام احتمالاتی كه بعنوان نظریه بیان شده بود را تحت شعاع قرار داد. مثلاً اینكه آنها از نیاكان نسل امروزی هستند یا اینكه با نسل امروزی وصلت كرده و ممزوج شده‌اند. از طرفی هم این موضوع مطابق با نظر اسلام است كه قدمت انسان امروزی را حدوداً هفت هزار سال بیان می‌كند و اینكه قبل از انسان امروزی نیز انسان‌های دیگری وجود داشته‌اند كه با خلقتی جدا از انسان امروزی و همانند آدم و حوا خلق شده‌اند.

    ج) سردر گمی دانشمندان معتقد به نظریه تکامل

    دانشمندان معتقد به نظریه تکامل، ادعا می کنند : بیش از 98 درصد DNA و 99 درصد ژن‌های انسان‌ها و شامپانزه‌ها یكسان است. با این همه، این سوال پیش می آید که چرا ما و آن‌ها از نظر ظاهر و رفتار و غیره تفاوت زیادی با هم داریم.

    خ) زیست‌شناسی دارای قانون نیست
    هر چند داروین در کتاب منشأ انواع بیش از 106 بار از قوانینی صحبت می‌کند که فرایندهای زیست‌شناختی خاصی را هدایت می‌کنند اما از سال 1963 که اسمارت این ادعا را مطرح کرد که «زیست‌شناسی فاقد قانون است»، بحث‌های زیادی دربارة وجود یا عدم وجود قوانین در زیست‌شناسی درگرفت. از دیدگاه اسمارت یک قانون طبیعت بایستی به لحاظ زمانی و مکانی فاقد محدودیت باشد و به هویات خاص ارجاع نداشته باشد. از دیدگاه اسمارت هیچ تعمیمی در زیست‌شناسی واجد این شرایط نیست(تامسون2000 ‌ص18ـ17) مطابق این دیدگاه قوانین مندل، قانون هاردی واینبرگ، قانون انتخاب طبیعی و غیره قوانینی واقعی نیستند. نظریه تكامل داروین چارچوبى است كه تنوع حیات بر روى زمین در آن درك مى شود. اما در كتاب «اصل انواع» داروین هیچ معادله اى نیست كه بتوان با استفاده از آن گفت فلان گونه صد سال یا هزار سال دیگر به چه شكلى در خواهد آمد. زیست شناسى هنوز به آنجا نرسیده است كه بتواند با این دقت پیش بینى كند.( نشریه شرق . به نقل از سی پی اچ تئوری)

    • بسیار بسیار عالی.تفاوت ثبوتی علم ومذهب از همینجا ناشی میشود.یک نظریه علمی رد می شود چون شواهدی بر خلاف آن وجود دارد .ولی مذهب نباید عوض شود چون نباید عوض شود!مطالب بسیار خوب و مفیدی است اگر بی ادبی نباشد میخواستم کمی نظریه داروین را کامل کنم.شواهد رو کره زمین در بیشتر زمینه ها کمی غیر معمول است.مثلا زمینه های باستانشاسی به چیزهایی بر میخوریم که انتظارش را نداریم .ظاهرا بخشهای مهمی از دانش و تکنولوژی در طول تاریخ چند هزار ساله گذشته گم شده اند!!نحوه و علت ساخت بسیاری از بناهای باستانی مانند اهرام مصر و معابد مایا و استون هنج و …تقریبا بر ما پوشیده است.لوحه هایی که در منطقه باستانی سومر پیدا شد و مطالبی که در متون باستانی تاریخی خودمان پیدا شده(مراجعه کنید کتاب ثنویان در عهد باستان نوشته محمد رضا جلالی نائینی-بخش آیین مانویان:پیدایش تناسل انسان) و …صدها مسئله و شواهد دیگر چیزهایی هستند که نظریه تکامل ساده را رو ی زمین به زیر سوال میبرند.به نظرم بهتر است خود را مواجهه با هوشهایی رده بالاتر (یا حداقل چند دوره تاریخی بالاتر)از خودمان بدانیم.هوشمندانی که به آزمایشاتی در روی زمین دست زده اند.شاید باور این قضیه به لحاظ نبود برخورد مستقیم مستند با این هوشمندان سخت باشد(هرچند که نا محتملتر از خدا نیست).اگر از دبیرستان یادتان مانده باشد مندل برای آزمایشات خود نخودفرنگی را انتخاب کرد چون زمان محصول دادن آن در سال دو سه مرتبه بود. و مندل با عمر 60-70 ساله خود میتوانست چندین مرتبه آزمایش کند تا به نتایج مناسبی برسد.نکته مهم اینجاست:موجودات هوشمند به لحاظ عمر از ما بسیار بالاترند و آزمایشات آنها از همه لحاظ دوره های طولانی چند هزار ساله داشته .از مهندسی ژنتیک انسان گرفته تا آزمایشات فرهنگی و اجتماعی (منظورم ارتباط با نوع بشر برای گسترش ادیان مختلف).آنچه که مدتها انسان خدا تصور میکرده چیزی نبوده(به احتمال زیاد) جز مزخرفاتی که کاهنان به ادیان اضافه کرده اند یا آزمایشگرانی که در تمامی کتب آسمانی!از خودشان تعریف و تمجید کرده اند.به لفظ جملات دقت کنید((ما انسان را آفریدیم.ما اورا آزمایش میکنیم تا بفهمیم.ما …ما …ما.))این کلمه ما برای خدایی که به شدت ادعای بی نیازی و کن فیکون دارد بسیار عجیب و از آن عجیبتر حضور موجوداتی به نام فرشتگان(خدم و حشم آزمایشگران)و شیاطین (رقبای آزمایشگران) است.
      به طور کلی به نظر منم تکامل فقط یک آلترناتیو برای حیات است(و داوکینز این مسئله را قبول دارد)
      دوستدار شما حامد

  25. سوالی پیش می یاد که اگر علم بتونه خدا رو اثبات کنه چی؟واقعیت اینه که اتفاقا هرچی علم پیشرفت می کنه ونظریه ها قویتر می شن خدا داره تبدیل به موجودی قابل دسترس تر می شه نه یک موجود افسانه ای نشسته بر بالای ابرها.من تونستم از طریق فیزیک وجود خدا ونحوه عملش رو توضیح بدم می تونید توی سایتم بخونید:www.aspergers.ir

  26. من دنبال کتاب فارسی ساعت ساز نابینا هستم ولی پیدا نیس

  27. برای رد کردن خدا راههای زیادی وجود دارد حالا داوکینز از طریق زیست شناسی اینو رد کرده مشکل اکثر کسانای که خدا رو قبول میکنن فقط از کانال ترس میباشد یعنی دوست دارن به یه چیزی تکیه کنن وبعد ارامش پیدا کردن رهاش کنن چیزی که به فور پیدا میشه در بین مردم جهان و میتوان نتیجه گرفت که خدا زاینده فکر انسان میباشد نه حقیقت

    • پس این همه آدم که خدا رو رد میکنن چی اونا نمی ترسن بعدشم ترس ومرگ ازکچااومد حتما خودسلول تصمیم گرفته بمیره

  28. برای رد کردن خدا راههای زیادی وجود دارد حالا داوکینز از طریق زیست شناسی اینو رد کرده مشکل اکثر کسانای که خدا رو قبول میکنن فقط از کانال ترس میباشد یعنی دوست دارن به یه چیزی تکیه کنن وبعد ارامش پیدا کردن رهاش کنن چیزی که به فور پیدا میشه در بین مردم جهان و میتوان نتیجه گرفت که خدا زاینده فکر انسان میباشد نه حقیقت

  29. الان من تعجب میکنم چطور این ژن خودخواه به اینجا رسیده که خودش داره خودشو نابود میکنه. چطور اینو میگم ؟ توجه کنید که ما چرا فهمیدیم ژن خودخواه وجود داره ؟ این براش خطر ساز نیست ؟ مسلما هست، و این خطر عکس روندش به سمت بقا نیست ؟

  30. با سلام
    بنده یکی از دوستداران احمد الحسن الیمانی هستم. ایشان با دلایل منطقی نظريه فرگشت را اثبات می کنند و در تلاش می باشند تا کتابی در مورد نظریه تکامل و منشا پیدایش جهان به رشته تحریر در آورند. به نظر من با نوشتن این کتاب بی خدایان و با خدایان در مورد تکامل به نظریه واحدی خواهند رسید، چراکه ما پیدایش انسان را تنها در آسمان اول یا این دنیا در نظر گرفتیم و بحث وجود جهان های دیگر را نادیده انگاشته ایم در صورتی که به این صورت نمی باشد.

  31. تشکر ویژه از دوستانی که وبسایت رو زدن.دوستانی که در زمینه خدا و نا خداباوری مشکل دارند اگر قضیه جبر اختیار را بتوانند به صورت معقولی توضیح دهند شاید سوالاتشان پاسخ داده شود

  32. واقعا فرگشت هیچ اعتباری بیشتر از چیزی که شما میگید نظریه خدا، نداره (اگر نگیم کمتر) و فقط لجاجت داروینیست ها و اتئیست هاست که نمی خوان ضعف بسیار شدیدشو قبول کنن
    (هر چند بنظر خودم هم با توجه به شباهت حداقل ظاهری موجودات، وجود رابطه بینشون منطقی بنظر میرسه)

  33. محسن منتظر

    برای رد کردن خدا هیچ دلیل منطقی و فلسفی و علمی وجود ندارد و نخواهد داشت و آقایان داوکینز و راسل نیز خدا را با ضرس قاطع رد نمی کنند و بلکه میگویند به احتمال قریب به یقین خدا نیست نه آنکه قطعاً خدا نیست. آنان تنها به دلائل خداپرستان اشکال وارد می سازند اما دلیلی بر نفی خدا ندارند. اما خدا پرستان مسلمان با بیش از 12 دلیل نام و نشان دا خدا را اثبات کرده و خداپرستان اروپا و امریکا نیز دلائل زیادی را ارائه کرده اند که بخشی از آن ها در کتاب سیر حکمت در اروپا مرحوم فروغی آمده است. از ارسطو و افلاطون تا کانت و دکارت و آنسلم و دیگران دلائل خود را عرضه نموده اند. دلائل نفی آقای داوکینز ار نظر فیلسوفان و منطقیین ارزش فلسفی چندانی نداشته و با صرف نظریات علمی محض خدا قابل رد کردن نیست. چه اثبات و چه نفی خدا در حوزه فلسفه است آن هم نه فلسفه آبکی آقای داوکینز که سر از منطق و فلسفه در نمی آورد. دهها و صدها دانشمند و فیلسوف مسلمان و غیر مسلمان و حتی دئیست ها خدا را قبول دارند و فلاسفه بی خدا در برابر آنان عددی نیستند. خدایی را که داوکینز رد می کند خدای انجیل تحریف شده و شبیه انسان است که اصلاً خدا نیست. او آب در هاون می کوبد و ارزش سخنان غیر فلسفی او در برابر فیلسوفان بزرگ ناچیز است و چندان مطرح نیست.

  34. کتاب سکس و شرع و زن در تاریخ اسلام، تألیف آقای مریوان حلبچەای است که آقای آرمان منوچهری آن را به زبان فارسی ترجمه کردە است.

    این کتاب با رویەای علمی – تحقیقی ادیان، پیامبران و به خصوص احکام دین اسلام را به چالش کشیدە شدە است.

    جهت آگاهی از واقعیتهای در اختفا نگه داشتە شدەی دین اسلام، کتاب را از لینک زیر دانلود کنید و با لایک و به اشتراک گذاری بیشتر، گام های اساسی به سوی جامعەای خردگرا و به دور از خرافات دینی برداریم..

    https://www.facebook.com/sex.religion.women

  35. در یکی از مقالات فلسفه در جراید می خواندم که اعتراف کرده بودند که دانشمندان نوروتئولوژی مکان دقیق تجربه مذهبی را در مغز پیدا کرده اند و بیچاره تا می تونست مقاله ای در رد این موضوع نوشته بود . و سخن مارکس بیش از پیش روشن می شود که دین افیون توده هاست . مذهب تریاک مردم است . مارکس

  36. اگر واقعا خردگرا و حقیقت طلب هستید دیدگاههای مخالف، و نظرات دانشمندان و فیلسوفان بزرگ خداباور را هم مطالعه کنید و بهترین نظر را برگزینید بدون هوای نفس

  37. مسئله رد یا قبول خداوند نیست بلکه تاثیری است که با خدا و بی خدا بودن در زندگی انسان دارد . برای چه به خدا نیاز داریم ؟ میدانیم که برای رسیدن به آب در زیر زمین باید اقدام به حفر چاه کرد و برای کندن زمین میتوان از هزاران وسیله که سفت تر از خاک و سنگ است استفاده کرد . در اینجا هدف آب است و ابزار رسیدن به آن بیل و کلنگ و هزار وسیله دیگر . نکته خاک بر سری اینجاست که این سیستم چگونه توسط چه کسی و چرا طراحی شده است ، هر خری اینو طراحی کرده و به هر دلیلی و به هر نحوی اصلا» به این جسم دنیوی ما مربوط نمیشود ما برای زندگی به آب نیاز داریم و باید اون رو از راه درستش بدست بیاریم اگر بیل نشد با دژبر نشد با مته های غول پیکر نشد با دینامیت و در این راه باید حقوق همسایه هایمان را رعایت کنیم و برایشان درد نیافرینیم . اگر به آب رسیده اید بخورید و خفه خون بگیرید که ما در حال کندن هستیم اگر هم نرسیده اید آقا بکنید که وقت تنگ است . راه استفاده بهینه از ابزار برای کندن زمینه حالا میخواد مذهب باشه یا علم هرکدوم به اندازه یک بیل برای شما ارزش داره و نه بیشتر ابزارتون رو تقدس نکنید و سر اینکه مال من بهتره بحث نکنید، اگه قابل شهود و اثباته قبول کنید و اگر نه بیندازیدش دور یا خودتونو بکشید تا اثباتش کنید . خاک برسر فلسفه که آخرش نفهمیدم چی گفتم و چی فهمیدید .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: